مشاهیر شهرستان اشکذر
از روستای هامانهی شهرستان اشکذر تا مجمع عمومی سازمان ملل؛ روایتِ اقتدار یک دیپلمات
اسماعیل بقایی هامانه، دیپلمات باسابقه که این روزها با پاسخ صریح و قاطع خود به پرسش چالشبرانگیز خبرنگار خارجی، نگاههای بسیاری را به خود معطوف کرده است، با کولهباری از تجربیات در سازمان ملل و دانشکده روابط بینالملل، سکان هدایت رسانهای دستگاه دیپلماسی کشور را در دست گرفته است تا در بزنگاههای حساس دیپلماتیک، روایتگر اقتدار ملی ایران در عرصههای جهانی باشد
در فراق شوفر خوش روی شهر ما
میرزا علی اکبر شاگرد شوفر باخوش رویی بارو بنه مسافران را داخل صندوق ماشین میرزا خالق می گذاشت و آنهایی که بد بار بودند بالای سقف اتوبوس می برد و با طناب محکم می بست.
داستان مامور کشف حجاب رضاخانی در اشکذر/بازنشر به مناسبت هفته حجاب و عفاف
فرمان کشف حجاب به دستور رضاشاه سرآغازی بود بر رشادتهای همراه با سختی و مشقت غیور زنان این مرز وبوم که از آن دوران پر درد و رنج حکایتها و داستانهای افسانه وار بجای مانده است،هر چند کمتر از آن یاد می شود.
پوشش زنان اشکذر و مناطق اطراف آن
لباس و پوشاک هر محل یکی از آن چیز هایی است که می تواند اطلاعات زیادی از اعتقادات و فرهنگ آن محل را به ما بدهد از دیر باز دختران و زنان اشکذر و مناطق اطراف آن، عموما مذهبی محسوب میشدند و پایبند شرعیات بودند بنابراین اغلب لباسهای گشاد و بلند می پوشیدند.
داستان روشنایی یک شهر
ابتدا که برق به اشکذر آمد روشنایی بعضی از مناطق آنقدر کم بود و لامپ ها آنقدر کم نور بودند که مرد شوخ طبع اشکذری گفته بود باید کبریت روشن کنیم و نزدیک لامپ بیاوریم ببینیم لامپ روشن است یا نه؟!
اولین انتخابات جمهوری اسلامی در اشکذر چگونه بود
صف طولانی کسانی که در انتظار ایستاده تا درب حوزه ی انتخابات سالن مدرسه شهید رجایی باز شود و رای آری را به جمهوری اسلامی بدهند. بسیار دیدنی بود .پیرمردان و زنان سالخورده ای که عصاکشان وافتان و خیزان با نفس های به شماره افتاده خود را به صندوق می رساندند
داستان اولین ماشینی که به اشکذر آمد!
کسی اول باور نمی کرد می گفتند آتش می کنی آتش خودش می بردش می گفتند: یک چیزی مثل آم غربال می ماند. کله این طرف و آن طرف می کند. آتش خانه هم دارد. می گفتند آتش تویش می سوزد پیدا نیست
مشقات تعیین وقت و اوقات شرعی / میرزا محمد پیشداد موذن و مناجات خوان اشکذر
دقایقی قبل از اذان صبح میرزا محمّدبر روی بام می آمد و سه بار می گفت « آب است و تریاک» و بعد می گفت «آب است و زهر مار» یعنی مردم، اذان صبح نزدیک است و دست از خوردن و آشامیدن بکشید! و پیشخوانی اذان صبح را شروع می کرد
حکایتهایی از « آخوند ملا حسین اشکذری »
آخوند ملا حسین اشکذری ازمراتب عرفان و تزکیه نفس برخوردار بود وی از مریدان عارف وارسته مرحوم حاج شیخ حسن علی مقدادی اصفهانی معروف به نخودکی بوده است ، درجلد دوم کتاب « نشان از بی نشان ها » ازاشکذری سخن به میان آمده است.
روحانی مردمی حجت الاسلام سید محمود باقری
حاج سید محمود باقری مشهور به حاج آقا امام در اشکذر یزد چشم به جهان گشود؛ پدرش آقاسیدعلی از روحانیون مشهور اشکذر بود، وی روزگاری از افراد کثیر المنبر بود و یک پای ثابت روضه خوانی های اشکذر بود.
افغانها در اشکذر
سیصد سال پیش سربازان محمود افغان سر راهشان از یزد به اصفهان از اشکذر که در مسیرشان بوده است عبور کرده اند؛ مردم که از قبل؛ خبر هجوم افغانها را شنیده بودند؛ به قلعه اشکذر که دارای حصارهای بلند است؛ پناه می برند.
اشکذر و پلو نوروز
روزگاری در اشکذر پلو یک غذای اعیانی بود، پلو سر سفره اغنیا بود و عامه مردم بجز عید نوروز به ندرت در ایام سال آن را می خورند.
دیرهنگام ترین بارش برف در اشکذر
بیش از نیم قرن پیش بارش برف آنقدر دیر هنگام بود که کهنسالان اشکذری نقل می کنند : «ما نسلی هستیم که زردآلو در برف جمع کرده ایم»
پخش نوار سخنرانی امام خمینی در اشکذر
در اسناد ساواک آمده است شخصی به نام شیخ محمدحسن پورذاکری ۲۱ساله شغل طلبه در قم اهل اشکذر دو نوارمربوط به سخنرانی روح الله خمینی که مربوط به حوادث اخیر قم و تبریزمی باشد در اختیار انقلابیون اشکذر گذارده است.
وساطت آیت الله صدوقی برای آزادی طلاب اشکذری
رجبعلی گفت: مهم نیست آیت الله صدوقی در جریان است و انشاالله هرچه زودتر آزادشان می کنند.
روزی که مردم انقلابی اشکذر مجبور شدند برای تظاهرات به یزد بروند
عده زیادی از فیروزآباد ، مجومرد،اشکذر و زارچ بعلت ممانعت پاسگاه اشکذر مجبور می شوند به یزد رفته و در خیابان های یزد و مسجد حظیره تظاهرات کنند.



































Wednesday, 20 May , 2026