اشکذرخبر،ازدواج در مجومرد با اندک تفاوتی شبیه آداب و رسوم ازدواج در شهر یزد و سایر روستاهای استان یزد بود. در جامعه مرد سالار آن روزها قشر زن به خصوص دختران از نظر اجتماعی محدودیتهای زیادی داشتند یکی از این محدودیت ها عدم برخورداری از حق انتخاب همسر بود. اصولاً دختر حقی برای انتخاب همسر خویش نداشت.
در زمان خواستگاری به ندرت از او در مورد رد یا قبول خواستگارش سوالی پرسیده میشد. وقتی بزرگترها او را برای پسری در نظر میگرفتند چاره ای نداشت جز اینکه همسری پسر مورد نظر را بپذیرد. حتی اگر هیچ وقت او را ندیده بود. چه بسا دخترانی که شوهر خود را برای اولین بار در حجله میدیدند. پسر هم همین شرایط را داشت اما میزان محدودیت پسر برای انتخاب همسر کمتر بود شاید که پسر از نظر عرفی و شرعی تا قبل از جاری شدن صیغه عقد حق دیدن دختری که برای همسری او در نظر گرفته بودند نداشت اما این امکان را داشت که با ترفندهای مختلف دختر مورد نظر را ببیند. زمانی که یک پسر به سن ازدواج میرسید توسط خواهر یا مادر یا عمه یا خاله یا زنان فامیل و همسایه که دختران دم بختی که می شناختند به عنوان عروس به پسر و خانواده او معرفی میشدند یکی از چالشهای مهم یک پسر جوان و خانواده او وجود دختران دم بخت در خانواده پدری یا مادری اش بود خانواده هایی که دختر دم بخت داشتند بزرگترین دغدغه آنها فرستادن دختر خود به خانه بخت بود به محض اینکه پسری به سن ازدواج میرسید آنهایی که دختر دم بخت داشتند به خصوص فامیل سعی میکردند با راهکارهای مختلف نظر پسر و خانواده او را جلب کنند. به همین دلیل خانواده هایی که پیوند و اتحاد فامیلی برایشان مهم بود دختران دم بخت فامیل به خصوص دختر عمو یا عمه یا خاله یا دایی برای آنها در اولویت بودند. در خیلی از موارد بی توجهی به این مسئله موجب کدورت و سردی رابطه بین دو برادر یا دو خواهر و یا خواهر و برادر میگردید. مشکل دیگر وجود چند دختر در فامیل مادری یا پدری بود این مسئله موجب یک رقابت بین پدر و مادر پسر به وجود می آمد و هر کدام سعی می کردند دختر فامیل خود را برای پسر خود خواستگاری کنند. البته در بیشتر مواقع پدر فاتح این میدان رقابت بود. بعد از انتخاب دختر مورد نظر خواهر و مادر داماد یا یکی از زنان فامیل نزدیک او برای دیدن دختر و اطمینان از سلامتی عقلی و جسمی او به خانه پدر دختر میرفتند. اگر دختر از نظر ظاهری مورد پسند بود با ترفندهای مختلف او را مورد بررسی قرار می دادند. تا مثلاً کچل نباشد یا لکنت زبان نداشته باشد. چنانچه دختر از هر نظر مورد پسند قرار میگرفت خانواده داماد با هدایایی که بیشتر یک جفت کفش و یک عدد انگشتر به اضافه یک جعبه شیرینی و یک کله قند زرورق شده بود به خواستگاری دختر میرفتند به او را برای پسر خواستگاری می کردند. جواب بله یا خیر خانواده دختر به خواستگاری بیشتر از سه چهار روز طول میکشید. حرف آنها این بود که باید فکر کنیم اما دلیل اصلی آن این بود که خانواده داماد فکر نکنند که دخترشان خریدار نداشته است .وقتی خانواده دختر موافقت خود را اعلام میکرد با یک جشن مختصر که در آن بیشتر افراد فامیل دو طرف شرکت داشتند و به «شیرینی خرون» معروف بود دوران نامزدی پسر و دختر شروع میشد. این دوران ممکن بود یک سال طول بکشد در دوران نامزدی داماد حق نداشت با دختری که شیرینی خورده او بود کوچکترین مراوده ای داشته باشد. در طول دوره نامزدی هر عیدی که فرا میرسید اعم از اعیاد مذهبی و نوروز ابتدا داماد برای عروس هدیه می برد این هدیه در اکثر مواقع یک قطعه طلا مثل انگشتر یا گوشواره به همراه یک قواره پارچه و یک کله قند زرورق شده بود. و بعد از آن خانواده دختر به مناسبت آن عید برای داماد هدیه میبردند. زمان عقد و جشن عروسی که فرا می رسید قبل از آن مراسمی از قبیل سفید کردن مس جهیزیه عروس و دوختن لحاف و خرید عروسی و خونچه بری و بردن جهیزیه عروس به خانه داماد و حنا بندان و بردن عروس به حمام انجام می شد. مدتی قبل از جشن عروسی خانواده عروس لحاف دوز را خبر می کردند. لحاف دوز با کمان حلاجی و دیگر وسایل مورد نیاز است می آمد و در حضور زنان خانواده عروس و داماد با پنبه محلوج و پارچه مخصوصی که قبلاً خریداری و آماده شده بود برای عروس لحاف و دشک و نازبالشت و متکا و بالش میدوخت. تا زمانی که لحاف دوز مشغول دوخت و دوز لحاف و دشک عروس بود زنان دور از چشم لحاف دوز با زدن عربانه (دایره) و کف و شلولو (کل کشیدن) به رقص و پایکوبی می پرداختند (حسین کرمی معروف به حسین حلاج و جواد رفیعی معروف به جواد لحاف دوز معروف ترین حلاج های آبادی بودند.) همزمان با دوختن لحاف مسگر آبادی نیز به خانه عروس می آمد و ظروف و دیگر وسایل مسی جهیزیه عروس را سفید می کرد دو سه روز مانده به مراسم عقد در جشن عروسی خانواده عروس و داماد به اتفاق عروس و داماد برای خرید هدایا و وسایل مورد نیاز عروس و داماد از قبیل طلا و آینه و شمعدان و کت و شلوار داماد هدیه برای مادر زن و مادر شوهر و غیره به شهر یزد می رفتند. یکی دو شب قبل از جشن عروسی از طرف خانواده داماد هدایایی از قبیل چادر و لباس عروسی و کفش و پارچه برای چادر ولباس و چند کیسه حنا برای مراسم حنابندان و لوازم آرایش چند کله قند و شیرینی مورد نیاز مراسم عقد طی مراسم خاصی که به خونچه بری معروف بود به خانه عروس برده می شد هر کدام از این هدایا را جداگانه در یک سینی میگذاشتند و روی آن را با یک پارچه توری به رنگهای مختلف ترجیحاً سفید رنگ می پوشاندند و هر سینی خونچه روی سر یک مرد جوان قرار می گرفت خون چه بر ها در میان ذکر صلوات و شلولوی مشایعت کنندگان و صدای خوش اهنگ عربانه به صورت یک صف منظم به طرف خانه عروس به راه می افتادند. با توجه به اینکه مراسم در شب انجام میشد به کوچهها تاریک بودند چندین چراغ توری روشن که روی دست مرد ها قرار داشت مسیر خانه داماد تا خانه عروس را برای خونچه برها روشن می کرد. در طول راه هر یک از خونچه برها موظف بودند با دقت گام بردارند تا سینی از روی سرشان نیفتد چون به اعتقاد عموم افتادن سینی خونچه خوش یمن نبود. وقتی کاروان خون چه بری به منزل عروس میرسید خانواده او به استقبال آنها می آمدند و خونچه برها در میان هلهله و شادی خانواده عروس و داماد وارد خانه عروس می شدند داخل خانه آنهایی که از مهارت کافی برخوردار بودند با سینی روی سر شروع میکردند به رقصیدن و چرخ زدن در پایان سینی ها را در محلی مناسب روی زمین می گذاشتند و بعد از صرف چای و شربت و شیرینی از خانه عروس خارج می شدند. رسم دیگری که در این رابطه وجود داشت این بود که خانواده عروس به هر یک از خون چه بر ها یک هدیه می دادند این هدیه اکثراً یک قواره پارچه برای پیراهن بود رسم دیگری که قبل از عقد و جشن انجام میشد مراسم حنابندان بود با توجه به اینکه در آن زمان لوازم آرایش تنوع چندانی نداشت چیزهایی مثل حنا و سرخاب و سفیداب در آرایش زنان و عروس نقش مهمی داشتند حنا از گذشته های دور نزد ایرانیان جا یگاه ویژهای داشت زن نشانه ای از شادی و مهر و محبت و نیک بختی بود این اعتقاد هرچند به مرور زمان کمرنگ شد اما باوری است که هنوز نزد ایرانیان پابرجاست حنا در مجومرد نیز چنین جایگاهی داشت هرچند در طول سال از حنا برای رنگ کردن دست و موی سر استفاده میشد اما در ایام عید به خصوص عید نوروز و مراسم عروسی استفاده از حنا جلوه بیشتری پیدا می کرد در مجومرد یک روز قبل از مراسم جشن عروسی مراسم حنابندان برگزار میشد که با اندک تفاوتی نظیر سایر نکات ی زده بود در روز حنابندان زنان فامیل عروس و داماد در خانه عروس جمع می شدند و همراه با رقص و پایکوبی با حنایی که از تبر تیز شده بود ابتدا دست و پا و موی سر عروس را رنگ می کردند سپس ظرف حنای خیس شده را در میان زنان می چرخاندند تا آنها نیز دست و پای خود را با آن رنگ کنند یکی از امور دیگری که قبل از جشن عروسی انجام می شد بردن جهیزیه عروس به خانه داماد بود نوع جهیزیه یک دختر در آن زمان با آنچه امروز به عنوان جهیزیه می شناسیم کاملاً متفاوت بود جهیزیه اغلب دختران شامل اقلام زیر بود وسایل مطبخ وب پخت غذا شامل چند نوع دیگه مسی در اندازه های مختلف درمجومرد به دیگ مسی کمیدون می گفتند چند عدد صافی مسی بزرگ و کوچکی در مجومرد به آن ترش باله می گفتند نون دونه مسی یا کماچ دون که مخصوص نگهداری نان بود تابه برای پخت لتیر چند عدد مسی بزرگ و کوچک چند عدد ملاقه مسی بزرگ و کوچک که به آن کمچلی می گفتند چند نوع سینیمسی انواع ظروف رویی شامل یکی و دو عدد دیگ و قابلمه برای پخت غذا بشقاب به آن دوری می گفتند کاسه در اندازههای مختلف که به آن بادیه می گفتند صافی یا همان ترشباله انواع ظروف سفالی ازقبیل چند نوع تغار کوچک وبزرگ که از آن برای خمیر گیری استفاده می شد دو سه نوع کشمال بزرگ و کوچک انواع کاسه چند عدد کوزه و سبو دو سه عدد تپو یا همان تاپو برای نگهداری آرد گندم جو دوره گادیشه که برای ماست بندی و نگهداری ماست از آن استفاده می شد یک دست ظرف چینی چند نوع چراغ نفتی از قبیل چراغ خوراک پزی یک فیتیله ای و چند فیتیله ای چراغ علاالدین که از آن برای گرم کردن محیط زندگی و پخت و پز غذا استفاده می شد چند نوع چراغ دستی دو سه عدد چراغ لامپا چراغ توری چراغ دستی لامپ ها و چراغ توری چراغ های تولید نور و روشنایی بودند با این تفاوت که چراغ دستی سیار بود اما چراغ لامپا و چراغ توری تقریباً ثابت بودند دوست داشتن لحاف به چند عدد پتو چند دست ناز بالشت و پشتی یکی دو عدد پلاس و هرمی برای فرش کردن اتاق وسایلی دیگری نظیر تاسیس و نه حمام کیسه و لیف حمام ظرف مخصوصی جهت بردن گل شیرازی به واجبی به حمام که از جنس مس بود.دو سه عدد بادبزن و دو سه دست استکان و نعلبکی قوری و سماور که اغلب از جنس برنج بود غربال کوچک جهت الک کردن آرد لوازمی که ذکر شد جز ضروریات زندگی بود که با اندکی تفاوت در جهیزیه اغلب دختر ها وجود داشت یکی دو روز قبل از جشن عروسی طی مراسم خاصی جهیزیه دختر را به خانه داماد می بردند طبق رسمی که از قدیم الایام در مجومرد وجود داشته است وقتی جهیزیه عروس به خانه داماد منتقل میشد کل جهیزیه را با نظمی خاص می چیدند و در معرض دید زنان آبادی قرار میدادند این رسم هنوز هم در مجومرد پابرجاست در بیشتر ازدواج ها مراسم عقد در جشن عروسی همزمان برگزار میشد برای انجام مراسم عقد سعی میشد اقوام نزدیک عروس و داماد حضور داشته باشند در مجومرد نظیر بیشتر نقاط یزد از قدیم تا کنون چیزی به نام شیربها وجود نداشته است مهریه عروس مبلغی پول به صورت انقلاب مطالبه بود اما در اکثر مواقع این پول به بخشی از خانه داماد یا یک زمین صلح میشد یکی از مراسم عقد چیدن سفره عقد بود سفره ای که بیشتر از جنس ترمه و در مجلس عروسی زنانه در محلی که قرار بود مراسم عقد در آنجا انجام شود که می شد و آن را با چیزهایی از قبیل بادام و گردو و فندق و فلفل و زنجبیل و دارچین و نقل و نبات و عسل و نان و پنیر و سبزی ماست و مقداری میوه تزئین می کردند بعر از انجام مقدمات عقد به اتفاق پدر یا یکی از برادران عروس به مجلس زنانه میرفت که از عروس جواب بلی رو می گرفت و بعد از آن به مجلس مردانه برمیگشت بعد از گرفتن جواب بله از داماد صیغه عقد را جاری می کرد .
منبع: کتاب در قاب کویر نوشته حسین خادمی مجومرد






Wednesday, 20 May , 2026