در روزگاری نه‌چندان دور، در دل دشت‌های خشک و آفتاب‌خورده‌ی ایران، تقسیم آب قنات میان کشاورزان هنری بود به‌دقت ساعت‌سازی.

 

اشکذرخبر،در روزگاری نه‌چندان دور، در دل دشت‌های خشک و آفتاب‌خورده‌ی ایران، تقسیم آب قنات میان کشاورزان هنری بود به‌دقت ساعت‌سازی.

در آن روزها، خبری از ساعت و ماشین‌آلات نبود، اما عدالت در تقسیم آب، حرف اول را می‌زد. وقتی نوبت آبیاری زمینی می‌شد، آب از جوی قنات به سمت زمین روانه می‌گشت. درست در همان لحظه، کشاورز کاهی خشک را در دل آب رها می‌کرد.

کاه، سبک و آرام، روی سطح آب می‌لغزید و همراه جریان، مسیر جوی را طی می‌کرد. همین‌که به انتهای زمین رسید، آن لحظه نشانه‌ی پایان نوبت آبیاری بود. حالا نوبت کشاورز بعدی بود تا سهم خود را از این زندگی‌بخش زمین بگیرد.

اما داستان به همین‌جا ختم نمی‌شد. آب باقی‌مانده‌ای که به انتهای جوی می‌رسید و دیگر به هیچ‌کس تعلق نداشت، «مُدّه» نام داشت.

اگر کشاورزی نیاز فوری به این آب داشت، چاره‌ای ساده اما هوشمندانه بود: «مُدّه‌کشی». آن‌ها با بستن راه اصلی با سدی کوچک از گل یا چادرشب، مسیر آب را تغییر می‌دادند و مُدّه را مستقیماً به زمین موردنظر هدایت می‌کردند. این کار، سرعت عمل بالایی می‌طلبید و تنها با همکاری اهالی ممکن می‌شد.

آب بود، زندگی بود، و کاه‌های روی آب، مثل عقربه‌های ساعت، نظم این زندگی کاریزی را حفظ می‌کردند.

لینک کوتاه : https://ashkezarnews.ir/6K7DB