اشکذرخبر، در اشکذر، ورود به دو ماه قمری، با تشریفات خاصی همراه است: یکی ماه مبارک رمضان و دیگری ماه محرم است. پس از عید سعید غدیر، مردم خود را برای ورود به ماه محرم آماده میکنند. شهر، کمکم بوی غم به خود میگیرد.
اگر قرار است وصلت و ازدواجی انجام شود، حتماً قبل از محرم و در فاصلهای چندروزه انجام میشود.
از چند روز پیش از محرم، مردها موی سر و صورت خود را اصلاح میکنند؛ زیرا مردم اصلاح سر و صورت را در دهه اول محرم شایسته نمیدانند. زنان نیز قبل از ماه محرم موی خود را رنگ و مرتب میکنند. اما با آغاز این دو ماه، دیگر نه از آرایش خبری هست و نه از پیرایش.
در این ایام، لباسهای سرخ و زرد جایی ندارند، جز بر تن تعزیهخوانها. سادات شالهای سبز خود را از صندوقها بیرون میآورند؛ یا به دور سر میبندند، یا به گردن میاندازند، یا هر دو.
زنان، برخی کارهای خانه مثل دوختودوز، سرخ کردن سبزی، شکستن قند و… را پیش از محرم انجام میدهند. قدیمیترها حتی برنج و حبوبات مورد نیاز را نیز قبل از این ماه تهیه میکردند. یکی از دلایلش این بود که خرید مایحتاج باعث خوشحالی میشود، و آنان این مقدار خوشی را هم برای محرم روا نمیدانستند. دلیل دیگر آن بود که وقت بیشتری برای عزاداری داشته باشند.
مردم، همچون دانشآموزی که کیف و دفترش را برای اول مهر آماده کرده، از مدتها پیش در انتظار محرماند. غمی بزرگ و شیرین در راه است. در اشکذر، چند سالی است که کاروان غم در شب اول محرم، نوید آمدن محرم را میدهد:
محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشورا به پا شد
در ایام محرم، زندگی مردم رنگ و بوی عزا به خود میگیرد. خنده از لبها محو میشود. مردم، حتی شکستن تخمه را بر خود حرام میدانند. قدیمیها بر این باور بودند که هر کس در محرم بخندد یا تخمه بشکند، لب و دهانش خشک میشود.
روزهایی که حضور زنان و دختران در جامعه محدود بود، محرم فرصتی بود برای حضور در مراسم روضهخوانی و دیگر آیینها. آنان که هرگز مویی از ایشان دیده نمیشد، دستکم در محرم، رویی از آنان دیده میشد!
با آمدن محرم، پردۀ ظلمت مطبخ و پستوها کنار میرفت و دخترکان آفتابی میشدند. دهه اول محرم، روزها را از یکنواختی درمیآورد. مردم مهربانتر میشدند و دلی نرمتر داشتند.
در این دوقطبی شدید «حسینیان و یزیدیان»، یکسو همه عشق است و سوی دیگر همه نفرت. مردمی که اغلب همنام اهلبیت میباشند، همگی یار لشکر حسین هستند. همه دل در گروی یک چیز دارند و از یک چیز بیزارند؛ و به مخیلهشان هم نمیرسد که کسی ممکن است طرف یزیدیان را بگیرد.
منبع :کتاب «ریگ بوم ما ؛ کویر یزد با تاکید بر محله پشت باغ کاج اشکذر»






Tuesday, 23 June , 2026