اشکذرخبر،در کویر تشنهلب اشکذر، آب نه فقط مایعی برای زندگی، که مسئلهای مقدس بود؛ و این مقدس، نیاز به نظم داشت. برای همین، مردانی از دل خاک و تجربه، نگهبان آب شدند؛ هر یک با نقش و مسئولیتی مشخص.
میراب (امیرآب): سلطان بیتاج قنات
در رأس همه، میراب ایستاده بود؛ مردی که آب را با ترازوی عدالت تقسیم میکرد. او بر همه چیز نظارت داشت: زمانبندی، نوبتها، رضایت کشاورزان و جلوگیری از نزاع. اگر کشاورزی شکایتی داشت، حرف آخر را میراب میزد. آب، در دست او بیطرف بود.
سرطاق: گرهزن شب و روز
آب، شب و روز نمیشناخت، اما برای تقسیم بهتر، شبانهروز به دو طاق تقسیم میشد: طاق روز، و طاق شب.
در هر طاق، کشاورزی بهعنوان سرطاق مسئول بود تا آب را تحویل بگیرد و به کشاورز بعدی بسپارد.
او باید دقیق، هوشیار و امین میبود؛ چون اگر لحظهای غفلت میکرد، نوبت کسی تلف میشد.
طاقسالار: نگهبان زمان
در محل تقسیم آب، جایی بود که آب از یک جوی منشعب میشد. آنجا طاقسالار ایستاده بود؛ مردی که دقیق چون ساعت، مراقب زمانسنجی آب بود.
او بهصورت شیفتی کار میکرد؛ یکی در طاق روز، یکی در طاق شب. وظیفهاش فقط نگاهکردن نبود، باید حرف آخر را در زمان تحویل میزد.
پااوکش: فرشتهنگهبان آب
آب تا به مزرعه برسد، راهی دراز و پر از خطر را طی میکرد. وظیفهی پااوکش همین بود:
مراقبت از آب در مسیر، جلوگیری از انسداد، هدررفت یا دزدی!
او از سرچشمه تا مزرعه همراه آب بود. دستمزدش از محل «نفقه»(هزینهی جاری قنات) پرداخت میشد.
آبیار: رساندن زندگی به زمین
و در نهایت، مردی که آب را به جان ریشهها میرساند، آبیار بود.
با بیلی در دست و نگاه به آسمان و خاک، او مسیر آب را در زمین هدایت میکرد.
مزدش ساده بود؛ بهاندازهی عرقی که میریخت.
قنات، فقط یک کانال آب نبود؛ سیستمی دقیق، هوشمند، و انسانی بود که با همت این مردان، قرنها زندگی را در دل کویر ممکن ساخت.






Tuesday, 27 January , 2026