شهدای اشکذر | پایگاه خبری اشکذر نیوز
پیکر مطهر جانباز شهید محمدمهدی بمانی تشییع و خاکسپاری شد 24 بهمن 1401

پیکر مطهر جانباز شهید محمدمهدی بمانی تشییع و خاکسپاری شد

پیکر مطهر جانباز گرانقدر «حاج محمد مهدی بمانی اشکذری» عصر روزگذشته بر دوش مردم شهید پرور شهرستان اشکذر تشییع و خاکسپاری شد.

اشکذر نما ۱۴۰۰ ایستگاه سوم رسید 18 فروردین 1400

اشکذر نما ۱۴۰۰ ایستگاه سوم رسید

ویژه برنامه نوروزی اشکذر نما در سال ۱۴۰۰ به سومین ایستگاه رسید.

پدر شهید معظم محمدعلی دهقانی، به دیدار فرزندش شتافت 28 آبان 1399

پدر شهید معظم محمدعلی دهقانی، به دیدار فرزندش شتافت

حاج مرتضی دهقانی اشکذری پدر شهید معظم محمدعلی دهقانی دعوت حق را لبیک گفت و به فرزند شهیدش پیوست.

خاطراتی جالب از شهید قاسم حاتمی مجومرد 08 فروردین 1399

خاطراتی جالب از شهید قاسم حاتمی مجومرد

اشکذر خبر:

عادت ندارم چند روز پشت سرهم نمازم را کامل بخوانم؟! 08 دی 1398

عادت ندارم چند روز پشت سرهم نمازم را کامل بخوانم؟!

شهید محمد کاظم دهقانی چند روزی بیش نبود که از جبهه برگشته بود که دوباره می خواست اعزام شود، مادر محمدکاظم به بدرقه پسرش آمده بود ، به او گفت: « کاظم ! الهی قربان قد و بالایت شوم تازه از جبهه برگشتی نمی خواهی چند روزی دیگر بمانی و بعد به جبهه بروی» . […]

شهید محمدکاظم دهقانی در مصاحبه ای قبل از شهادت: الان موقع امتحان ماست ! 07 دی 1398

شهید محمدکاظم دهقانی در مصاحبه ای قبل از شهادت: الان موقع امتحان ماست !

اشکذر خبر – ایثار وشهادت: ” الان موقع امتحان ماست ” ما باید ببینیم چه کار باید بکنیم و راه و روش ما چیست؟ ما باید از امام حسین (ع) سرمشق بگیریم و راهمان را انتخاب کنیم. محمد کاظم ۲۰ ساله پاسدار بود ، فرمانده گروهان حر در عملیات بدر بود! زندگیش اگر یک جمله […]

مادر شهید محمدکاظم دهقانی آسمانی شد 07 دی 1398

مادر شهید محمدکاظم دهقانی آسمانی شد

به گزارش اشکذر خبر، مرحومه خدیجه دهقانی اشکذری بعد از سالها دوری از فرزندش عصر روز گذشته دعوت حق را لبیک گفت و به فرزند شهیدش پیوست. پیکر این مادر شهید جنگ تحمیلی ، قرار است ساعت ۱۵  امروز (شنبه) از حسینیه شهدا به سوی گلزار شهدا تشییع شود. پاسدار شهید محمدکاظم دهقانی اشکذری در […]

خداحافظی عمو کاظم 31 شهریور 1393

خداحافظی عمو کاظم

بچه ها که فهمیده بودند عمو کاظمشان برای خداحافظی و رفتن به جبهه به خانه ی آن ها آمده است، از اتاق بیرون دویده و دور عمو حلقه زدند. عمو کاظمشان زانو زد و آنها را بغل گرفت وغرق بوسه کرد؛ برادر و زن برادر کاظم که این صحنه را می دیدند، دلشان طاقت نیاورد، […]