تاریخچه سینما و نمایش فیلم در اشکذر 19 شهریور 1405

تاریخچه سینما و نمایش فیلم در اشکذر

تاریخ نمایش فیلم در اشکذر، از اکران‌های پراکنده و آموزشی در مدارس، حسینیه‌ها و اماکن عمومی پیش از انقلاب و سال‌های نخست پس از آن آغاز شد و با راه‌اندازی سینمای «نصر» در سال ۱۳۷۶ و سینمای «خاطره» در سال ۱۳۹۷، فصل تازه‌ای از فعالیت‌های سینمایی و فرهنگی در این شهرستان رقم خورد.

روزی روزگاری اشکذر | پایگاه خبری اشکذر نیوز - Part 5
مردی که در گرانی شکرگزار بود! 13 آذر 1400

مردی که در گرانی شکرگزار بود!

سالها قبل مردی بذله گو ،کوله بدوش از شهر یزد به اشکذر برمی گشت.او بلندبلند بطوریکه اطرافیان بشنوند می گفت :« الهی شکر! »یکی از …

شهرما، شهر انار 14 آبان 1400

شهرما، شهر انار

شخصی که بالای درخت است  انار را می‌چیند و  با گفتن کلمه الله،  انار را پایین می اندازد و شخص  پایین درخت  که معمولا روی زمین نشسته است انارهای به پایین پرتاب شده را دو دستی گرفته و آن را آرام روی زمین می گذارد او موظب است تا انارها آسیب نبیند در فصل برداشت انار  کوچه باغهای این شهر پر است  از بانگ  الله الله 

اولین مغازه و بازار اشکذر 02 آبان 1400

اولین مغازه و بازار اشکذر

اولین بازار اشکذر در محلی مجاور حسینیه حاجی علیرضا بوده و در حدود ۱۰۰سال پیش ساخته شده است. سازنده آن فردی به نام سید یحیی شهری بوده است. وی در شهر یزد به نانوایی اشتغال داشته و بر اثر کسادی کار به اشکذر می آید و بازاری سر پوشیده احداث می نماید که دارای ۴ باب مغازه بوده است.

داستان موقوفات علومی ها 12 مهر 1400

داستان موقوفات علومی ها

یکی از موقوفات مهم وقف های علومی هاست و جریانش هم اینطوری بوده که یک ترک تبریزی  به نام حاجی علی محمد دختر فلجی داشته که در پی درمان بوده و برای خوب شدنش همه کاری می کرده، یک بار تجارتی به یزد می آورد خبردار می شود که اشکذر یک حسینیه دارد که شفا می دهد، دخترش را برمی دارد و…

آوارگان جنگ تحمیلی در اشکذر 02 مهر 1400

آوارگان جنگ تحمیلی در اشکذر

با شروع جنگ؛ گروهی از آوارگان و جنگ‌زدگان هم به اشکذر آمدند. آن‌ها را در خانه‌های سازمانی و بعضی ساختمان‌های دولتی و جا‌های دیگری که خالی افتاده بود؛ جا دادند.

شنا در تنوره از تفریحات بچه های قدیم اشکذر 07 شهریور 1400

شنا در تنوره از تفریحات بچه های قدیم اشکذر

شنا در تنوره سختی های خودش را داشت جرا که تنوره بسیار عمیق بود و در انتهای تنوره فشار آب زیاد بود و همچنین هنگام شیرجه از دیوارهای اطراف احتمال برخورد  سر بچه ها به لبه تنوره زیاد بود.

زرتشتیان و یهودیان هم در روضه شرکت می کردند 20 مرداد 1400

زرتشتیان و یهودیان هم در روضه شرکت می کردند

زرتشتیانی که از اله آباد زارچ برای روضه خوانی به اشکذر می آمدند در منزل محمود آقا علوی جدا از بقیه  کنار آن جوی آب می نشستند.

پرپر شدن هفت لاله اشکذری در یک روز 14 مرداد 1400

پرپر شدن هفت لاله اشکذری در یک روز

۱۳۶۲/۵/۱۵ پرتکرارترین تاریخ شهادت حک شده بر روی سنگ قبر مطهر شهدا روضه الشهدا شهر اشکذر است.

در فراق شوفر خوش روی شهر ما 31 تیر 1400

در فراق شوفر خوش روی شهر ما

میرزا علی اکبر شاگرد شوفر باخوش رویی بارو بنه مسافران را داخل صندوق ماشین میرزا خالق می گذاشت و آنهایی که بد بار بودند بالای سقف اتوبوس می برد و با طناب محکم می بست.

داستان مامور کشف حجاب رضاخانی در اشکذر/بازنشر به مناسبت هفته حجاب و عفاف 24 تیر 1400

داستان مامور کشف حجاب رضاخانی در اشکذر/بازنشر به مناسبت هفته حجاب و عفاف

فرمان کشف حجاب به دستور رضاشاه سرآغازی بود بر رشادتهای همراه با سختی و مشقت غیور زنان این مرز وبوم که از آن دوران پر درد و رنج حکایتها و داستانهای افسانه وار بجای مانده است،هر چند کمتر از آن یاد می شود.

پوشش زنان اشکذر و مناطق اطراف آن 20 تیر 1400

پوشش زنان اشکذر و مناطق اطراف آن

لباس و پوشاک هر محل  یکی از آن چیز هایی است که می تواند اطلاعات زیادی از اعتقادات و فرهنگ آن محل را به ما بدهد از دیر باز دختران و زنان اشکذر و مناطق اطراف آن، عموما مذهبی محسوب می‌شدند و پایبند شرعیات بودند بنابراین اغلب لباس‌های گشاد و بلند می پوشیدند.

داستان روشنایی یک شهر 16 تیر 1400

داستان روشنایی یک شهر

ابتدا که برق به اشکذر آمد روشنایی بعضی از مناطق آنقدر کم بود و لامپ ها آنقدر کم نور بودند که مرد شوخ طبع اشکذری گفته بود باید کبریت روشن کنیم و نزدیک لامپ بیاوریم ببینیم لامپ روشن است یا نه؟!

اولین انتخابات جمهوری اسلامی در اشکذر چگونه بود 27 خرداد 1400

اولین انتخابات جمهوری اسلامی در اشکذر چگونه بود

صف طولانی کسانی که در انتظار ایستاده تا درب حوزه ی انتخابات سالن مدرسه شهید رجایی باز شود و رای آری را به جمهوری اسلامی بدهند. بسیار دیدنی بود .پیرمردان و زنان سالخورده ای که عصاکشان وافتان و خیزان با نفس های به شماره افتاده خود را به صندوق می رساندند

داستان اولین ماشینی که به اشکذر آمد! 09 خرداد 1400

داستان اولین ماشینی که به اشکذر آمد!

کسی اول باور نمی کرد می گفتند آتش می کنی آتش خودش می بردش می گفتند: یک چیزی مثل آم غربال می ماند. کله این طرف و آن طرف می کند. آتش خانه هم دارد. می گفتند آتش تویش می سوزد پیدا نیست

مشقات تعیین وقت و اوقات شرعی / میرزا محمد پیشداد موذن و مناجات خوان اشکذر 18 اردیبهشت 1400

مشقات تعیین وقت و اوقات شرعی / میرزا محمد پیشداد موذن و مناجات خوان اشکذر

دقایقی قبل از اذان صبح میرزا محمّدبر روی بام می آمد و سه بار می گفت « آب است و تریاک» و بعد می گفت «آب است و زهر مار» یعنی مردم، اذان صبح نزدیک است و دست از خوردن و آشامیدن بکشید! و پیشخوانی اذان صبح را شروع می کرد