چگونه قهرمان لیگ برتر استان، در آستانه ورود به فوتبال کشور، در میانه راه از ادامه رقابتها بازماند؟
یک جام، یک جشن، یک وعده و یک رؤیای بزرگ؛ و در نهایت، انصراف از فوتبال کشور!
اشکذرخبر: داستان فوتبال اشکذر میتوانست یکی از شیرینترین قصههای ورزشی این شهر باشد؛ تیمی متشکل از بازیکنان بومی که با قهرمانی در لیگ برتر استان یزد، خود را به آستانه یک اتفاق تاریخی رساند.
اما امروز، فاصله میان آن جشن باشکوه و این پایان تلخ، پرسشهای زیادی ایجاد کرده است.
چگونه تیمی که روی سکوی قهرمانی ایستاده بود، تنها مدتی بعد در میانه مسابقات از ادامه رقابتها کنار رفت؟
چه تصمیمهایی گرفته شد؟
چه فرصتهایی از دست رفت؟
و مهمتر از همه، چه کسی پاسخگوی این عقبگرد است؟
زمستان ۱۴۰۲ : وقتی فوتبال اشکذر رؤیا میدید
زمستان ۱۴۰۲ را میتوان یکی از روزهای طلایی فوتبال اشکذر دانست؛ تیم فوتبال شهرداری اشکذر با حمایت شهرداری و شورای شهر، همراهی مردم فوتبالدوست و تلاش بازیکنان بومی، قهرمان لیگ برتر استان یزد شد.
جام قهرمانی بالا رفت و امیدها هم بالا رفت.

اشکذر حالا یک قهرمان داشت؛ قهرمانی که میتوانست قدم بعدی را در فوتبال کشور بردارد.
در جشن قهرمانی نیز اعلام شد یکی از خیرین اشکذری هزینه حضور تیم در لیگ دسته چهارم کشور را تأمین خواهد کرد.
برای مردم، آینده روشن به نظر میرسید، برای بازیکنان، یک انگیزه تازه شکل گرفته بود و برای فوتبال اشکذر، فرصتی فراهم شده بود که شاید سالها انتظارش را میکشید اما درست از همینجا، قصه تغییر کرد.
وعدهای که عملی نشد؛ اولین ترک در رؤیا
حمایت مالی وعدهدادهشده در ادامه مسیر محقق نشد، تیمی که قرار بود نماینده اشکذر در فوتبال کشور باشد، بدون پشتوانه مالی مشخص وارد مسیری شد که هزینههای آن بهمراتب بیشتر از مسابقات استانی بود.
اینجا اولین سؤال جدی مطرح میشود:
اگر حضور در لیگ کشور وابسته به تأمین هزینه بود، چرا از ابتدا برنامه مالی مطمئن و جایگزین برای تیم طراحی نشد؟
آیا مسئولان تنها به یک وعده مالی اتکا کرده بودند؟
آیا امکان جذب حامیان مالی دیگر وجود نداشت؟
آیا ظرفیت صنایع و واحدهای اقتصادی اشکذر مورد استفاده قرار گرفت؟
و چرا تیمی که نام یک شهرستان صنعتی را با خود یدک میکشید، برای ادامه فعالیت خود با چنین بحران مالی مواجه شد؟
این پرسشها امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارند.
اما سؤال بزرگتر؛ چه کسی مدیریت تیم را بر عهده گرفت؟
در ادامه، یکی از مهمترین تصمیمها گرفته شد؛ مدیریت تیم به آقای محمدی سپرده شد؛ تصمیمی که امروز، با توجه به سرنوشت تیم، نیازمند توضیح و شفافسازی است.
مردم حق دارند بدانند:
آقای محمدی چگونه و بر چه اساسی انتخاب شد؟
چه کسی او را معرفی کرد؟
چه کسانی صلاحیتش را بررسی و تأیید کردند؟
آیا سوابق مدیریتی او بررسی شد؟
آیا توانایی مالی و اجرایی او برای اداره یک تیم در سطح کشوری مورد ارزیابی قرار گرفت؟
آیا درباره شناخت او از فوتبال اشکذر و ظرفیت بازیکنان بومی بررسی کارشناسی انجام شد؟
و شاید مهمتر از همه:
قرارداد واگذاری تیم با چه سازوکاری تنظیم شد؟
چه تعهداتی در قرارداد وجود داشت؟
چه ضمانتهایی برای اجرای تعهدات پیشبینی شده بود؟
و اگر مدیریت جدید در میانه راه از ادامه کار منصرف میشد، برنامه جایگزین چه بود؟
اینها اتهام نیست؛ سؤالات افکار عمومی است.
سؤالاتی که امروز، پس از پایان تلخ این پروژه، باید پاسخ روشنی داشته باشد.
صدای فوتبال اشکذر شنیده شد؟
یکی از نقاط قابل تأمل این ماجرا، نحوه استفاده از ظرفیت بدنه فوتبال اشکذر است؛ اشکذر سالهاست مربی، بازیکن، پیشکسوت و مدیر فوتبالی دارد.
افرادی که سالها در زمین فوتبال بودهاند و بهتر از هرکس میدانند چه بازیکنی میتواند در سطح بالاتر بازی کند، چه مربیای توانایی اداره یک تیم را دارد و چه مشکلاتی در فوتبال شهر وجود دارد.
اما پرسش اینجاست:
در تصمیمگیری برای آینده تیم، نظر این افراد تا چه اندازه جدی گرفته شد؟
آیا پیش از واگذاری تیم، جلسهای کارشناسی با حضور پیشکسوتان و فعالان فوتبال برگزار شد؟
آیا مخالفان و منتقدان تصمیمات فرصت ارائه دیدگاه خود را داشتند؟
اگر هشدارهایی درباره آینده تیم مطرح شده بود، چرا جدی گرفته نشد؟
و اگر چنین هشدارهایی وجود نداشت، چرا امروز نتیجه کار به این نقطه رسیده است؟
مشاوران همیشگی؛ فوتبال اشکذر تا کجا باید هزینه تصمیمها را بدهد؟
پرسش دیگری نیز وجود دارد که شاید از همه مهمتر باشد:
چه کسانی به مدیران شهرستان در حوزه فوتبال مشاوره میدهند؟
نام چه افرادی پشت تصمیمهای مهم فوتبالی اشکذر قرار دارد؟
آیا همان افرادی که طی سالهای گذشته در تصمیمسازیهای فوتبال شهر نقش داشتهاند، همچنان در جایگاه مشاوره هستند؟
اگر بله، آیا عملکرد آنها مورد ارزیابی قرار گرفته است؟
وقتی نتیجه یک تصمیم، از دست رفتن حضور یک تیم در فوتبال کشور است، طبیعی است که عملکرد تصمیمگیران و مشاوران نیز مورد سؤال قرار گیرد؛ فوتبال اشکذر دیگر فرصت آزمون و خطا ندارد؛ این فوتبال به تصمیمهای تخصصی نیاز دارد، نه تصمیمهای سلیقهای.
سوت آغاز مسابقات؛ و شروع سقوط
مسابقات آغاز شد اما مشکلات یکی پس از دیگری خودشان را نشان دادند؛ تیم نتوانست آنگونه که انتظار میرفت شکل بگیرد و ظرفیت بازیکنان بومی کمتر از انتظارات مورد استفاده قرار گرفت.
مشکلات مالی همچنان پابرجا بود و نتایج نیز مطابق انتظار پیش نرفت؛ هفتهها گذشت و شرایط بهتر نشد تا اینکه مدیریت جدید از ادامه مسیر کنار کشید.
تیم دوباره به شهرداری بازگشت اما اینبار دیگر شرایط مثل روز اول نبود، زمان از دست رفته بود، بازیکنان پراکنده شده بودند، تیم شرایط مطلوبی نداشت، منابع مالی کافی وجود نداشت و فرصت برای جبران بسیار محدود بود.
در نهایت، تصمیم نهایی گرفته شد:
شهرداری اشکذر از ادامه رقابتهای کشوری انصراف داد و اینجا بود که رؤیای صعود فوتبال اشکذر، به کابوس بازگشت تبدیل شد.
یک قدم تا فوتبال کشور؛ و حالا خطر بازگشت به نقطه صفر
آنچه قرار بود سکوی پرتاب فوتبال اشکذر باشد، حالا به نقطهای تبدیل شده که آینده فوتبال شهر را با پرسشهای جدی مواجه کرده است، حضور در فوتبال کشور میتوانست فرصت بزرگی برای بازیکنان بومی باشد.
میتوانست استعدادهای اشکذر را بیشتر در معرض دیدهشدن قرار دهد، میتوانست فوتبال پایه را تقویت کند و میتوانست نام اشکذر را در سطحی فراتر از فوتبال استان مطرح کند.
اما امروز، به جای صحبت از ادامه مسیر، باید درباره بازسازی فوتبال اشکذر صحبت کنیم.
یعنی چه اتفاقی افتاد که یک تیم قهرمان، به جای حرکت رو به جلو، مجبور شد از ادامه مسابقات کنار بکشد؟
حالا نوبت پاسخ است؛ نه سکوت
امروز دیگر نمیتوان همه چیز را با یک جمله تمام کرد:
«مشکلات مالی بود.»
اگر مشکل مالی بود، چه کسی باید آن را مدیریت میکرد؟
اگر مشکل مدیریتی بود، چه کسی مدیر را انتخاب کرد؟
اگر تصمیم اشتباه بود، چه کسی آن را تأیید کرد؟
اگر هشدار وجود داشت، چرا شنیده نشد؟
و اگر همه تصمیمها درست بود، چرا نتیجه به انصراف تیم از رقابتهای کشوری ختم شد؟
مردم اشکذر حق دارند پاسخ این پرسشها را بشنوند:
چه کسی تصمیم گرفت؟
چه کسی تأیید کرد؟
چه کسی مشورت داد؟
چه کسی مسئول انتخاب مدیریت تیم بود؟
چه کسی بر عملکرد مدیریت نظارت کرد؟
چرا از ظرفیت بازیکنان بومی به اندازه کافی استفاده نشد؟
چرا برای تأمین منابع مالی، برنامه جایگزین وجود نداشت؟
و در نهایت:
چه کسی مسئولیت این ناکامی را میپذیرد؟
فوتبال اشکذر هنوز زنده است؛ اما دیگر نباید اشتباه کرد
این ماجرا نباید پایان فوتبال اشکذر باشد؛ اتفاقاً میتواند آغاز یک اصلاح جدی باشد اما اصلاح، بدون پذیرش اشتباهات گذشته ممکن نیست.

باید مشخص شود چه اتفاقی افتاد؛باید قراردادها و تصمیمها شفاف شوند؛ باید مسئولیتها مشخص شود.
باید نظر کارشناسان واقعی فوتبال شنیده شود و باید برای آینده فوتبال شهر یک برنامه مشخص، بلندمدت و قابل اجرا تدوین شود.
فوتبال اشکذر هنوز استعداد دارد، هنوز بازیکن دارد، هنوز مربی و پیشکسوت دارد و مهمتر از همه، هنوز مردمی دارد که فوتبال را دوست دارند.
پس شاید وقت آن رسیده که به جای پنهان شدن پشت مشکلات، ریشه مشکلات را پیدا کنیم.
و حالا سؤال آخر:
چه شد که فوتبال اشکذر، درست در لحظهای که میتوانست بزرگتر از همیشه شود، به جایی رسید که باید دوباره از نقطه صفر شروع کند؟
مردم اشکذر منتظر پاسخاند.
Saturday, 17 October , 2026