حکایات اشکذر | پایگاه خبری اشکذر نیوز
زنی که طلا بود 22 مرداد 1405

زنی که طلا بود

پیرمرد حجت آبادی تعریف می کرد که یک روز همسرش برای نخستین و آخرین بار از او گوشوارهٔ طلا خواست؛ خواستهٔ عجیبی از زنی که هیچگاه اهل طلا نبود. اما ماجرا وقتی روشن شد که آن جفت گوشواره هرگز به گوشِ او نرسید و در نخستین فرصت، راهی ضریح مطهر امام رضا(ع) شد.

حکایات طنز مردم اشکذر؛«من و حاجی علی سی و یک روزه گرفته ایم؟!» 27 اسفند 1403

حکایات طنز مردم اشکذر؛«من و حاجی علی سی و یک روزه گرفته ایم؟!»

حکایت ما از دو رفیق می‌گوید که در کنار روزه‌داری، لحظات شاد و مفرحی را رقم می‌زنند. بیایید ببینیم چگونه یک سوال بی‌پیرایه می‌تواند به خنده تبدیل شود.