اشکذر خبر – علی مشیری: مدتی است در مجامع بهاصطلاح روشنفکر شاهد بحثهایی در باب دین و عدم سازگاری آن با مدرنیته هستیم که مدتها قبل نگارنده در این باب شروع به تحقیقهای فراوانی کرد هرچند نتیجهی آنهمه تحقیق را نتوان در مجال آورد اما اشاره به کلیت آن این هم در این ایام که […]
اشکذر خبر – علی مشیری: مدتی است در مجامع بهاصطلاح روشنفکر شاهد بحثهایی در باب دین و عدم سازگاری آن با مدرنیته هستیم که مدتها قبل نگارنده در این باب شروع به تحقیقهای فراوانی کرد هرچند نتیجهی آنهمه تحقیق را نتوان در مجال آورد اما اشاره به کلیت آن این هم در این ایام که ماه میهمانی خداست خالی از لطف نیست. برای روشن شدن این مطلب که آیا دین و مدرنیته سازگاری با همدیگر دارند یا خیر اولا باید ماهیت هر دو را شناخت و سپس با هم تطابق داد تا نتیجهی دلخواه به دست آید. تعریف دین و معنای اخص آن بر دو گونه است تعریف درون دینی و تعریف برون دینی صرفنظر از تعریف برون دینی که آن را پدیدهی تاریخی بشر میداند، تعریف درون دینی از دین آن را متشکل از سه لایه میداند.
سطح اول که همان انجام فرایض دینی، مناسک، اعمال و شعائر است.
سطح دوم عقاید و باورهاست مانند خداشناسی، نبی شناسی، معاد و امام شناسی است؛ و اما سطح سوم که هستهی مرکزی است و به عبارتی ریشهی و ذات دین است عبارت است از تجربههای انسان در مقابل الوهیت و ذات مقدس «الله» که در حقیقت سر منشاء بیم، امید، خوف، رجاء، اعتماد، دلدادگی و غیره است و ایمان در این قالبها خود را ظهور میرساند.
پس با نگاه درون دینی، دین یعنی تجربهی انسان به هنگام موجههی با ذات ربوبی و الهی که تفسیر عملی آن باورها، همان اعمال، مناسک و تدیُّن است. پرواضح است که در نگاه و تعریف درون دینی انسان نقش اصلی دارد و این انسان است که با عقل، تدبیر و درایت درنهایت به تدیُّن میرسد.
و اما مدرنیته
ازآنجاییکه مدرنیته از غرب آغازشده است میتوان با نگاهی به تاریخچهی غرب (قبل از باستان، قرونوسطی و دورهی مدرن) میتوان به این مهم دسترسی پیدا کرد که تفتیش عقاید مردم طرف کلیسا و تحمیل عقاید کلیسا به مردم و انگ تکفیر، شکنجه و سوزاندن هر حرکت و تفکر علمی توسط کلیسا نهایتاً به ظهور عصر مدرنیته منجر میشود. در حقیقت اومانیسم نیز پاسخی به انسانشناسی کلیسا بود.
از سویی با دقت نظر در مولفه های متعدد مدرنیته ازجمله انسانگرایی (اومانیسم) فردگرایی و سکولاریسم (سکولار افراطی و معتدل یا حداقلی) در هیچیک از این مؤلفهها معنای عدم تطابق دین با مدرنیته یافت نمیشود. جز اینکه سکولاریسم افراطی قائل و ناظر به رویکرد خاصی در انسانشناسی است که همهی نیازها و خواستهای انسان را در امور مادی و دنیوی جستجو میکند و با نگاه ناقص خویش به انسان هیچ توجهی به نیازهای معنوی انسان ندارد. با تطابق دادن این نوع نگاه انسانشناسی نسبت به نگاه انسانشناسی اسلام که نمونههای آن در قرآن کریم انسان را گل سرسبد آفرینش معرفی میکند (اسراء_ ۷۰) و خداوند از روح خود بر انسان دمید (و نفختُ فیهِ من روحی _ حجر _ ۲۹) و همهی حقائق را به او آموخت بقره ۳۱ و زمین و آسمان را مسخر انسان معرفی میکند مه تنها نگاه تحقیرانه ی باستانی به انسان ندارد بلکه با نگاهی کامل انسان را مختار و آزاد آفریده که لااکراه فی الدین قد تَبیَّن الرشدُ منِ الغی.
و تمام فرایض و مناسک عبادی را توأم باعقل، تدبیر و تدبر از او میپذیرد. چه اینکه بارها کلام نور تاکید میکند افلا تعقلون؟ و…
کلام آخر در دنیای امروز باید به عرض دینستیزان رساند که نهتنها دین مبین اسلام تعارضی با مدرنیتهی امروز و انسانمحوری ندارد بلکه قرنها پیش نگاه اسلام، نگاه انسانی بوده و انسان را محور عالم معرفی میکند. نهتنها اسلام نگاه ناقص به انسان و جبران نیازهای مادی او ندارد بلکه اسلام عزیز با نگاه عمیق به انسان نیازهای معنوی او را نیز شناخته و با فرستادن خاتمالنبیین و معرفی ائمهی هدی در پی برآورده ساختن این نیاز اصلی و اساسی انسان بوده است. آری باید افتخار کنیم به این دین کامل، دینی که قرنها از آن گذشته و هنوز مادیگرایان یک حرف و یک نکته از آن حدیث مجمل را نیافتهاند.





Monday, 2 February , 2026