• کد خبر: 92225
      منتشر کننده: علی مشیری نیا (سردبیر)
        تاریخ انتشار: سه شنبه 3 تیر 1399 - 13:19
    یادداشت
    آیا هنوز کودکی از اشکذر، فیروزآباد و رضوانشهر در زمین خاکی و به دور از درخت و سایبان و فضای سبز به بازی می پردازد؟ آیا قلع و قمع باغات توسط برخی شهروندان و سودجویان توجیهی دارد؟

    اشکذر خبر- مهدیه سالاری: طی روزهای اخیر در سطح استان یزد اخباری مخابره می شود که خبر از قطع درختان و تخریب باغات این جهان شهر می دهد و این در حالی است که؛ هر ساله در روز منابع طبیعی و روز درخت کاری، دوربین های خبرنگاران تصاویری از مسئولان بیل و کلنگ به دست که در پارک ها و بوستان های سعی می‌کنند به عنوان یک انسان حامی طبیعت؛ نهالی را بر دل خاک نشانده ثبت کنند.

    اما این رفتار هیجانی و احساسی فقط در اندک زمانی دوام پیدا می کند و دیگر روزهای سال این رفتارمان را زیر سوال می‌بریم. اکنون سوالی که ذهن ما را به خود مشغول می سازد این است که برخورد قانون با افرادی که باعث قطع یک درخت می گردند چیست؟ آیا آنها می‌توانند با استفاده از یک بند و ماده دیگر از زیر بار مجازات در بروند.

    برای روشن تر ساختن این موضوع به مواد این جرم اشاره‌ای کوتاه می نماییم: قطع به معنی بریدن و جداکردن است و در مورد محصولی به کار می رود که هنوز نرسیده باشد و دروکردن در مورد محصولاتی به کار می رود که رسیده باشد.

    مواد ۶۸۴، ۶۸۵ و ۶۸۶ قانون مجازات اسلامی تعزیرات؛ به جرائمی می پردازد که عمل ارتکابی علیه درختان و محصولات زراعی و باغات مربوط است.

    بنا به نظریات مختلفی که توسط اداره حقوقی دادگستری اعلام شده است، قطع درختان صرف نظر از مثمر یا غیرمثمر بودن آنها بدون اجازه شهرداری جرم است، باید اضافه کرد که در تحقق این جرم شرط نیست که درخت قطع شده دارای شناسنامه باشد و شناسنامه هم ابلاغ شده باشد. البته در صورتی که قطع شاخه درخت بدون قطع تنه آن غیرممکن باشد، اقدام به رفع تجاوز به قدر ضرورت بلا اشکال است.

    متن مواد یادشده به شرح زیر است: ماده ۶۸۴ هر کس محصول دیگری را بچراند یا تاکستان یا باغ میوه یا نخلستان کسی را خراب کند یا محصول دیگری را قطع و دور نماید یا به واسطه سرقت یا قطع آبی که متعلق به آن است یا با اقدامات و وسایل دیگر خشک کند یا باعث تضییع آن بشود یا آسیاب دیگری را از استفاده بیاندازد به حبس از شش ماه تا سه سال و شلاق تا ۷۴ ضربه محکوم می شود، ماده ۶۸۵ هر کس اصله نخل خرما را به هر ترتیب یا هر وسیله بدون مجوز قانونی از بین ببرد یا قطع نماید به سه تا شش ماه حبس یا از یک میلیون و پانصد هزار تا سه میلیون ریال جزای نقدی یا هر دو مجازات محکوم خواهد شد و ماده ۶۸۶ هر کس درختان موضوع ماده ۱قانون گسترش فضای سبز را عالماً عامداً و برخلاف قانون مذکور قطع یا موجبات از بین رفتن آن­ها را فراهم آورد، علاوه بر جبران خسارت وارده حسب مورد به حبس تعزیری از شش ماه تا سه سال و یا جزای نقدی از سه میلیون تا هجده میلیون ریال محکوم خواهد شد.

    یک سوال اساسی

    حال این موضوع مطرح می شود تا چه اندازه به ایجاد فضای سبز و کاشتن درختان و ایجاد طبیعت برای مردم در استان یزد و بعضی از شهر و شهرستان های آن تلاش شده است؟ آیا زمینی که به عنوان پارک و فضای سبز در نظر گرفته شده احیا شده است؟ آیا هنوز کودکی از اشکذر، فیروزآباد و رضوانشهر در زمین خاکی و به دور از درخت و سایبان و فضای سبز به بازی می پردازد؟ آیا توجیهی برای از بین بردن درختان میدان بسیج اشکذر وجود دارد؟ آیا قلع و قمع باغات توسط برخی شهروندان و سودجویان توجیهی دارد؟ آیا نسل های ۱۴۰۰ به بعد درخت و فضای سبز لازم ندارند؟

    هر بار که از شهرک عمار یاسر عبور می‌کنیم برای ما سوال طرح می شود که نخل خشکیده ای که؛ در میدان شهرک عمار یاسر از کجا از دل خاک بیرون آمده و دلیل آن چه بوده و آیا آزمایشات خاک شناسی بر روی خاک که نخل در آن کاشته اند صورت گرفته است؟ چرا که این خاک باید قابلیت خاک مادر را داشته باشد. آیا نرخ باز پتانسیل رشد و زندگی را داشته و اگر فقط به عنوان نمایش و سمبل در خاک قرار داده‌اند چرا آن را به زیبایی حرس ننموده‌اند و اندوهی از آن بزرگتر که این نخل ها را در جاده ی سنتو که خشک و بی رمق در خاک فرو رفته اند را نیز هر روز به تماشا می نشینیم و هزاران سوال برایمان پیش می‌آید.

    درختانی که باید مایه کسب درآمد برای خانواده‌ای می‌شدند و کودکی را در شاخه‌های خود در حال چیدن خرما در آغوش می‌کشیدند و سایه بانی برای پیرمرد خسته از روزگار می شدن؛ چرا اکنون بی رمق و ناتوان در دل خاک فرو رفته و دود ماشینهای سنگین و شهرک های صنعتی یزد بر قامتشان نشسته است؟؟ چقدر برای ما غیرقابل هضم است در بعضی از خیابان‌ها از وضعیت بد آسفالت؛ آه از نهادمان برمی‌خیزد. اما جای دیگر حتی کنار تنه درخت بی زبان را آسفالت کرده‌اند؛ گویی پیراهن سیاهی بر تن نموده که برایش تنگ و غیرقابل تحمل است.

    برای اطلاع شما عزیزانی که تا کنار تنه درخت را قیر داغ ریخته اید و به حساب خودتان کوچه را یکدست و صاف ساخته اید باید عرض کنم بهتر بود گودالی برای آبیاری درخت در اطراف درخت حفر می کردید بعد با ظرافت اطراف گودال را آسفالت می کشیدید.

    آهای آدمها؛ چه زود خواهد بود زمانی که آسمان شهر دیگر صدای کلاغ ها و گنجشک ها را نمی‌شنود. دیگر دسته دسته پرندگان در آسمان پرواز نمی کنند. چقدر دلمان برای نسیم خنکی که لای شاخه های درختان می پیچید و صورتمان را نوازش می نمودند تنگ شده است. چقدر دلتنگ آن سرو فیروزآباد هستیم و چقدر غصه مان می گیرد وقتی می‌بینیم درختی را از ریشه در می آورند تا سنگ فرش درست کنند.

    ما سردرگم و گمشده در خودیم؛ دیگر رنگ سبز طبیعت شادمان نمیکند. تجملات طبع و سلیقه ما را تغییر داده و ما نگران بودجه ای هستیم که از بالا آمده و باید به گونه‌ای صرف شود.

    خدای مهربان خودت به فکر آشیانه برای پرندگانت باش که اگر به دست ما بندگان بود دیگر نه پرنده ای می ماند و نه زمینی می ماند و نه درختی و نه آشیانه‌ای…

    لینک کوتاه : https://ashkezarnews.ir/LaB0Z

  • Telegram
  • ارسال نظر :

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    تکمیل کنید *