• کد خبر: 42700
      منتشر کننده: دهقانی
        تاریخ انتشار: سه شنبه 27 مرداد 1394 - 08:10
    اشعاری در فراق منجی عالم بشریت مهدی صاحب الزمان (عج)

    اى کاش که انتظار معنى می شد
    بى تابى جویبار معنى می شد
    وقتى که سحر شکوفه صبح دمید
    با آمدنت بهار معنى می شد

    ابا صالح مـــرا با روسيــــاهی …. به خود راهم بده با يک نگاهی
    ابا صالح فقيــــرم من فقيـــرم ….. بده دستی که دامانت بگيـــرم

    خوبست که ماه آسمانت باشی
    پروانه بیقرار جانت باشی
    ای شیعه مراقبت کن از اعمالت
    تا زینت صاحب الزمانت باشی

    چه دیده ها که دوخته به در شده و نیامدی
    چه عمرها ز دوری تو سر شده و نیامدی
    چه روزها که تا به شب نام توبرده شد به لب
    چه چشمها که از غم تو تر شده و نیامدی

    مهدي جان!
    سئوالي ساده دارم از حضورت
    من آيا زنده‌ام وقت ظهورت
    اگر که آمدي من رفته بودم
    اسير سال و ماه و هفته بودم
    دعايم کن دوباره جان بگيرم
    بيايم در رکاب تو بميرم

    بنشينم به سر راه تو كي مي‏آيي‏
    بكشم از ته دل آه تو كي مي‏آيي‏
    در دل شب بنشينم به غمت گريه كنم‏
    تا شود وقت سحرگاه ، تو كي مي‏آيي‏

    لینک کوتاه : https://ashkezarnews.ir/aWX6v

  • Telegram
  • ارسال نظر :

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    تکمیل کنید *