• کد خبر: 36860
      منتشر کننده: حامد دهقانی اشکذری
        تاریخ انتشار: سه شنبه 21 بهمن 1393 - 22:05
    برگی از تاریخ انقلاب اشکذر (2)
    محمد حسین پیشداد از دانشجویان دانشگاه تهران در سال 57 از اتاق انقلاب و پخش اعلاميه و رساله امام تا نامگذاري خيابان های اشکذر در زمان طاغوت می گوید.

    IMG_5990

    توزيع نوارهاي امام در بين دانشجويان دانشگاه تهران
    ورودي سال 55 رشته مهندسي عمران دانشگاه تهران بودم و به خاطر همين دانشجو بودن بيشتر در جريانات انقلاب بودم.به عبارتي سعي مي كردم سرمنشا اعتصابات در دانشگاه باشم و گاهي در سلف دانشگاه اين اعتصابات رخ داد.

     

    در ايام بيكاري كه داشتم به شهر قم مي آمدم و نزد روحانيون اشكذري كه در آن جا مشغول تحصيل بودند مي رفتم.رپس از مدتي به اين فكر افتادم كه در بازگشت به تهران نوارهاي امام خميني را به طور قاچاق با خودم بياورم و در بين دانشجويان توزيع كنم و خدا رو شكر در اين امر موفق بودم و هيچ بار ماموران نتوانستند در اين رفت و آمد از من چيزي بگيرند.

     

    تظاهرات انقلاب در اشکذر
    حضور در مجالس فعال يزد برعليه رژيم پهلوي
    وقتي به اشكذر مي آمدم خود را از مسائل دور نمي كردم و در شهر يزد در مسجد ملا اسماعيل و مسجد حظيره حضور پيدا مي كردم و حتي پاي منبرهاي آيت الله شهيد صدوقي حضور فعال داشتم و با انقلابيون يزد بر عليه رژيم پهلوي به صحبت مي پرداختم.

     

    از اتاق انقلاب و پخش اعلاميه و رساله امام تا نامگذاري خيابان ها
    منزل پدري ما يك اتاق داشت كه به اتاق انقلاب معروف بود به گونه اي كه هر شب با دوستان و رفقا انقلابي جلسه داشتيم و حتي اطلاعيه هايي كه از تهران مي آمد در اينجا بين دوستان تقسيم مي شد و در سطح شهر توزيع مي شد.

     

    نام گذاري خيابان هاي اشكذر (امام خميني، آیت الله صدوقي، آیت الله طالقانی، آزادگان و …)در همين اتاق و با هم فكري دوستان صورت مي گرفت.

     

    توزيع اطلاعيه در سطح شهر به اين گونه بود كه در مراسم روضه مي رفتيم و در پایان مراسم که چراغ ها خاموش بود، اطلاعيه ها را به هوا پرت مي كرديم و فرار مي كرديم. حتي ماموران پهلوي يك بار از چاووشي خوان روضه پرسيده بوده كه اين ها كار كيست؟ كه ايشان اظهار بي اطلاعي نمود.

     

    برخي مواقع با وانت به طرف شهر يزد مي رفتيم و رساله هاي امام را كه در آن زمان ممنوع بود مي آورديم و براي اينكه در بين راه از ما نگيرند مقوا روي آنها مي كشيديم و در اشكذر توزيع مي كرديم.

     

    شعار نويسي بر روي نماد سنگي ميدان مسجد الرضا
    شعارنويسي ها بيشتر در در تاريكي شب و در جاهايي مي نوشتيم كه بيشتر در چشم ماموران و مردم باشد.در ميدان مسجدالرضا فعلي يك نماد سنگي بود كه با دوستان تصميم گرفتيم بر روي اين سنگ با رنگ اسپري بنويسيم ميدان امام خميني؛ چندين بار اين كار را تكرار كرديم و روي آن سنگ نوشتيم و ماموران روز بعد آن را سياه مي كردند و حتي به گونه اي شده بود كه ماموران شب ها آنجا كشيك مي دادند تا شايد بتوانند فرد به اصطلاح خودشان خرابکار را دستگير كنند.

    لینک کوتاه : https://ashkezarnews.ir/RUS2F

  • Telegram
  • ارسال نظر :

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    تکمیل کنید *