• کد خبر: 32554
      منتشر کننده: سردبیر
        تاریخ انتشار: سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۳ - ۲۲:۵۰
    گزارش کاملی از برگزاری چهارمین جشنواره استانی شعر مولانا در شهرستان اشکذر به قلم مهدی جعفری نسب اشکذری در روزنه منتشر شد.

    مهدی جعفری نسب اشکذری: سه سال بود که با فرا رسیدن ۸ مهر که به نام «مولوی» نامگذاری شده است، سه برنامه با عنوان شب شعر مولانا، برگزار کرده بودیم و چهارمین آن در پیش بود. و باید برنامه ریزی می کردیم، موضوع را با رئیس جدید اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان اشکذر، آقای ملانوری در میان گذاشتیم و رئیس اداره که با این برنامه در سال های قبل آشنا بود، پا پیش گذاشت. و در جلسه ای که تشکیل دادیم، مسئولیت های قسمت های مختلف مراسم را بین اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و موسسه فرهنگی هنری آسمان کویر، عادلانه تقسیم کردیم. شهرداری و شورای اسلامی اشکذر، موسسه خیریه کلانتریان، آقای مهندس احمد زارع پور اشکذری، هر کدام درصدی از هزینه های مراسم را تقبّل کردند. و از جاهای دیگری نیز برای تأمین هزینه های مراسم، قول مساعد گرفتیم.

     

    کرم نما و فرود‌آ، که خانه، خانه‌ی توست
    دکتر اسماعیل آذر، دعوت ما را برای حضور در مراسم پذیرفت و این موضوع به ما شور و انگیزه مضاعف بخشید تا با برگزاری هر چه باشکوه تر مراسم، هر چه در توان داریم به کار گیریم. دانشگاه آزاد اسلامی اشکذر، برای در اختیار گذاشتن سالن و هرگونه همکاری اعلام آمادگی کرد و تدارکات و کارهای ستادی، طبق برنامه زمانبندی پیش می رفت. در یکشنبه شب مورخ ۶/۷/۹۳ برای استقبال از دکتر آذر به فرودگاه رفتیم، دکتر آذر در منزل یکی از دوستان صمیمی خود در اشکذر (آقای سید حسین رحمانیان) رحل اقامت یک روزه افکند و آقای رحمانیان که اهل ذوق و شعر و مشاعره است از داشتن چنین مهمان عزیزی شادمانی ها داشت.

    رَواقِ مَنظَرِ چَشمِ من، آشیانه‌ی توست
    کرم نما و فرود‌آ، که خانه، خانه‌ی توست

    شعر خوانی دکتر آذر در پرواز
    آن شب در منزل آقای رحمانیان که من هم با آن ها بودم، مصاحبتی داشتیم صمیمانه و گف و گفتی دوستانه. دکتر آذر از خاطرات شیرین خودش برایمان می گفت. از جمله خاطرات شنیدنیش این بود که می گفت من معمولا از محبت مردم برخوردار هستم و همه جا مردم به من ابراز محبت می کنند، به همین خاطر خودم برای خرید و کارهای روزمره کمتر به بیرون می روم و سعی می کنم در کوچه بازار نروم. چون شرمنده محبت های مردم می شوم. برایمان تعریف کرد در مسافرت ها، همه جا مردم ابراز محبت دارند. یکبار در هواپیما اعلام کردند در این سفر، مهمان عزیزی داریم. و خیلی نسبت به من ابراز محبت نمودند و خلبان و گروه پروازی به من خیر مقدم گفتند و ضمن اظهار مسرّت از اینکه همسفر هستیم، از من درخواست کردند برایشان شعری بخوانم. جلوی هواپیما رفتم، بلندگو را گرفتم و ابیاتی از این غزل مولانا را خواندم :

    خیزید عاشقان که سوی آسمان رویم                                         دیدیم این جهان را تا آن جهان رویم
    نی نی که این دو باغ اگر چه خوش است و خوب
    زین هر دو بگذریم و بدان باغبان رویم

    همه مسافران خیلی خوشحال و خشنود بودند و با این شعر خوانی من، تشویق و کف زدن های ممتدشان را که در اصل نثار مقدم مولانا بود، ابراز نمودند.

    حضور دکتر آذر در مجموعه سرای محبت و دیدار با اهل ادب و فرهنگ
    فردای آن روز، آقای رحمانیان با ماشین خود، دکتر اسماعیل آذر را برای گشت و گذار کوتاهی در اشکذر برد و بعد به سرای محبت رضوانشهر پا گذاشت که با استقبال شعرخوانی خیر مقدم سرایدار، آقای سید حسین پوررضوی توأم بود. و جمعی از اهل ادب و فرهنگ مخصوصا از گروه مجمر عشق رضوانشهر، استاد شعر و ادب ایران را چون نگینی در میان گرفتند و شعر بود و ادب و محبت بود و صمیمیت. دختر نوجوان بهابادی به نام نغمه غنی زاده، دو بیت شعری را که برای خیر مقدم دکتر آذر سروده بود را خواند:

    من از فروغ علم تو شدم چهل چراغ شعر                         رسیده شعر کال من، ز همّتت به باغ شعر
    تو آذر، آذرخشی و زتو جهان من سپید

            ز جادوی کلام توست، که رفته ام سراغ شعر

    و با سه تار نوازی حسام الدین پور رضوی، مجلسی آراسته شد به یاد ماندنی. و نکته گویی های ادبی دکتر آذر در مجلس، کلاس درسی شد، کوچک اما پربهاء، نزدیک ظهر بود که مجلس به پایان رسید و دکتر آذر برای ناهار و استراحت به منزل رحمانیان رفتند.

    آغاز مراسم جشنواره شعر مولانا

    من برای همکاری جهت تکمیل و آماده سازی سالن به دانشگاه آزاد اشکذر رفتم و تا ساعت ۱۹ که قرار بود مراسم شروع شود، سیستم های صوت، نور و پخش تصویر ، بررسی و تست شد. و کم‌کم      ورود ‌مردم آغاز شد. مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان که قصد داشت با دکتر آذر قبل از شروع مراسم دیدار خصوصی داشته باشد، زودتر از وقت متعارف به دانشگاه رسید و با هماهنگی ای که به عمل آمد، دکتر آذر هم وارد شد و در اتاق کنفرانس دانشگاه جلسه ی کوچکی تشکیل گردید. دیداری و مصاحبتی و گفتگویی تا اینکه جمعیت سالن مراسم به اندازه ای شد که مجلس اقتضای شروع یافت. و همه به سالن مراسم رفتند و با طنین غرور آفرین سرود جمهوری اسلامی، مجلس آغازیدن گرفت. سپس با قرائت آیاتی از کلام الله مجید و خیر مقدم گویی فرماندار که با معرفی اجمالی شهرستان توأم بود، اولین برنامه های فهرست مراسم اجرا شد، سخنرانی مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد، برنامه بعدی بود.

    سخنرانی مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد

    وی ضمن ابراز خشنودی از برگزاری چهارمین جشنواره شعر مولانا، به همه میهمانان مخصوصا دکتر اسماعیل آذر خیر مقدم گفت و به اهمیت شعر در بیان اندیشه های عمیق بشری، اشاره کرد. علی غیاثی گفت مفاهیم اخلاقی اسلامی به بهترین نحو در آثار شاعران بزرگی چون سعدی، حافظ و پروین اعتصامی بیان شده است. وی در ادامه افزود شعر در زندگی مردم جاری بوده است و امروز وظیفه ماست که در جهت انس و الفت مردم به شعر و ادبیات تلاش کنیم. مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی از اهمیت مولانا در شعر عرفانی سخن گفت و یادآور شد ، شعر عرفانی ایران، در قرن هفتم به وسیله مولانا به اوج خود رسیده است. وی در پایان ضمن تشکر از برگزار کنندگان، از فرماندار شهرستان اشکذر خواست در مورد احداث یک سالن مناسب برای برگزاری چنین مراسمی، برنامه ریزی کنند. ضمن اینکه اعلام نمود، فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز، آمادگی دارد به سهم خود، در این مورد همکاری نماید.

    بعد پخش کلیپ بود که ضمن معرفی مختصر مولانا، ابیاتی از نی نامه به آوازی خوش ارائه می کرد و تصاویری از برگزاری مراسم شعرمولانا در ۳ سال گذشته که در اشکذر برگزار شده بود را پیش چشمان حاضرین آورد، به نحوی که مراسم سه سال گذشته را به چهارمینش متصل می کرد. سپس با اعلام مجری و با تشویق و کف زدن های مردم، دکتر اسماعیل آذر روی سن پشت تریبون رفت و طی سخنانی از برگزاری جشنواره شعر مولانا در شهرستان اشکذر اظهار خشنودی نمود و از برگزارکنندگان  قدردانی نمود و اشعاری نغز از مولانا خواند که مورد توجه حضّار قرار گرفت.

    آن ماهرو که عالم، خالست بر رخ او / کفر شکنج زلفش، ایمان ماست امشب

    خورشید و ماه تابان، مهر و سپهر گردان / با صد هزار دیده، حیران ماست امشب

    ادای احترام دکتر آذر به مقام شامخ شهداء

    watermarked-IMG_0081 (18)
    دکتر آذر در ادامه به نقش شهرستان اشکذر در دفاع مقدس اشاره کرد و با ادای احترام به مقام شامخ شهداء در مورد قداست شهید و شهادت سخن گفت وی سپس به بیان اهمیت نقش مولانا در ادبیات عرفانی جهان پرداخت و گفت آثار مولانا چندین سال پی در پی از پرفروش ترین کتاب ها در آمریکا بود و بیش از ۱۵ میلیون کتاب او در آمریکا فروش رفت. وی از تأثیر پذیری شاعرانی چون فردوسی و مولوی از قرآن سخن گفت و بیان داشت در پژوهشی که به عمل آمد ، معلوم شد ۲ هزار بیت از شاهنامه و ۶هزار بیت از مثنوی بیان مفاهیم قرآن می باشد و نشان می دهد هر چه این بزرگان دارند، همه از دولت قرآن دارند. سپس دکتر آذر از پشت تریبون به جایگاه خود رفت و برای ادامه برنامه در صندلی خود مستقر شد.

    رقابت ۱۳۲ اثر در جشنواره استانی شعر مولانا در اشکذر

    از ۱۳۲ اثری که به دبیرخانه جشنواره رسیده بود به تشخیص هیئت داوران، سروده ۳ شاعر، خانم ها فرزانه سعادتمند، فائزه زرافشان و سیده اعظم جلال زاده و علاوه بر این ۳ نفر، سلاله حاتمی از رضوانشهر به عنوان کوچکترین شاعر برای شعرخوانی برگزیده شده بودند که با اعلام مجری به ترتیب شعرهایشان را خواندند و مورد تشویق حضار قرار گرفتند.

    سپس که دیگر سالن از جمعیت پرشده بود و بسیار باشکوه می نمود و عدّه ای نیز به خاطر کمبود جا در ورودی سالن به پا ایستاده بودند، مسابقه مشاعره با مدیریت و داوری دکتر آذر آغاز شد. ابتدا مشاعره نوجوانان بود که در این گروه ۵ نفر داشتیم به نام های خانم نغمه غنی زاده، آقای محمد ایمانی و خواهرش مریم ایمانی که هر سه نفر از شهرستان بهاباد بودند. و همچنین خانم ها انسیه پاک طینت ، نگارالسادات طباطبایی از شهرستان یزد که از میان ۲۰ نفر داوطلب مشاعره نوجوانان در مرحله مقدماتی انتخاب شده بودند. با اعلام اسامی و تشویق مردم، مشاعره کنندگان نوجوان در جایگاه خود روی سن مستقر شدند. اجرای مسابقه مشاعره نوجوانان با توجه به سن مشاعره کنندگان بسیار هیجان انگیز و جالب بود، به نحوی که شش دانگ حواس جمعیت انبوه سالن، جلب شعرخوانی آن ها شده بود و در پایان مسابقه نوجوانان ، آقای محمد ایمانی و خانم نغمه غنی زاده به عنوان حائز رتبه اول و دوم اعلام گردیدند و مورد تشویق حضّار قرار گرفتند؛ سپس مسابقه مشاعره بزرگسالان آغاز شد. شش مشاعره کننده بزرگسالان به نام های آقایان علی اکبر حاتمی، سیدحسین رحمانیان، علی محمد خاتمی، محمدحسین رفیعی و خانم ها مریم طباطبایی، سمیرا طباطبایی

    به صورت دو گروه سه نفری به نوبت روی سن آمدند و از هر گروه سه نفری، یک نفر از گروه اول آقای سیدحسین رحمانیان و یک نفر از گروه دوم آقای محمدعلی حاتمی به مرحله فینال راه یافتند و در نهایت آقای سیدحسین رحمانیان به عنوان نفر اول و محمدعلی حاتمی به عنوان نفر دوم معرفی شدند که حضار برایشان کف زدند.

    در اینجا دکتر آذر از آمادگی و توانایی همه شرکت کنندگان در مسابقه مشاعره تجلیل نموده و ذوق و جسارت آنها را ستود و ضمن اینکه از آقای سیدحسین رحمانیان به خاطر کسب رتبه های ممتازش در برنامه مشاعره سیمای جمهوری اسلامی ایران، تقدیر کرد که با تشویق و کف زدن حضّار توأم شد و باز دکتر آذر از اینکه در کشور ما از دیرباز به شعر و شاعری اهمیت داده می شده است و هم اکنون نیز شعر و شاعری موجب توجه بزرگان می باشد، ابراز خوشبختی کرد و گفت در اهمیت دادن به شعر چه از این بالاتر که حضرت امام خمینی (ره) شاعر بودند و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای نیز خودشان هم شاعر هستند و هم به شاعران و اهل ذوق و ادب توجه نشان می دهند.

    قرائت بیانه توسط هیئت داوران و تجلیل از نفرات برتر
    برنامه بعدی قرائت بیانیه هیئت داوران بود که حجه الاسلام ذکریا اخلاقی از شاعران ممتاز کشور و احمدرضا قدیریان از شاعران و کارشناسان شعر و ادب استان یزد اعضای آن بودند . بیانیه هیئت داوران که با مقدمه کوتاه و نغزی در بحث راه رسیدن به حقیقت توأم بود و بیان می داشت، جستجوی حقیقت و دستیابی به آن از دغدغه های اصلی بشر بوده است و در راه رسیدن به حقیقت، عرفان اسلامی در جایگاه والایی نشسته است و در این میان، نقش آثار مولانا، مخصوصا مثنوی معنوی کم نظیر هست و آثار مولوی سرمایه های ادبی- عرفانی کم نظیر حیات بشر می باشد و ادامه ی بیانیه که حاوی کم و کیف آثار رسیده جشنواره و نحوه گزینش آثار بود و بیان می داشت هیچ یک از آثار شرایط احراز رتبه نخست را نداشته و سروده خانم افسانه نوروزی حائز رتبه دوم و خانم ها سیده اعظم جلال زاده و سکینه سلمانی نژاد به صورت مشترک سوّم و سروده های خانم ها فائزه زرافشان و فرزانه سعادتمند و آقای سیدعلی میری شایسته تقدیر شناخته شدند و خانم سلاله حاتمی ۱۳ ساله از رضوانشهر را به عنوان کوچکترین شاعر معرفی می‌کرد. و آقایان حاج میرزاعلی رضا دهقانی از اشکذر و محمد احسانی از رضوانشهر  به دلیل سروده‌هایشان و مخصوصا به دلیل فعالیت های چندین ساله شان در عرصه شعر و شاعری شهرستان شایسته تجلیل معرفی شدند.

    در ادامه برنامه اهداء جوایز به برگزیدگان نیز به نحو باشکوهی اجرا شد و به معرفی شدگان هیأت داوران و برندگان مسابقات مشاعره، لوح تقدیر، تندیس جشنواره و هدایا و جوایز نقدی تقدیم شد.

    سپس هادی ملانوری رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان اشکذر به عنوان دبیر اجرایی جشنواره، طی سخنان کوتاهی به مدعوین مخصوصا شاعران و هنرمندان خیرمقدم گفت. و حضور دکتر آذر در شهرستان اشکذر را برای جامعه فرهنگ و ادب شهرستان غنیمت دانست و از آقایان شاه حسینی، فرماندار شهرستان، کاظمی، رئیس شورای شهر، مهندس سلمانی شهردار اشکذر، مهندس زارع پور، رئیس شورای اسلامی استان یزد، دکتر دهقان، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی اشکذر، محسن رستگاری، رئیس کانون مساجد استان به عنوان انجام وظیفه تشکر و قدردانی نمود.

    در اینجا دکتر آذر که به خاطر ساعت پرواز بایست به فرودگاه می رفت، پشت تریبون قرار گرفت و ضمن تشکر از حضور گرم و صمیمانه مردم در مراسم و با اظهار خشنودی از سفر خود به شهرستان اشکذر، با بیانی از سعدی از مردم خداحافظی کرد.

    هزار سال جلالی بقای عمر تو باد
    شهور آن همه اردی‌بهشت و فروردین

    و بدرود.

    برنامه بعدی جشنواره، موسیقی بود که توسط گروه راز اجرا شد که به شدت مورد استقبال قرار گرفت و حضّار با کف زدن های مکرر مخصوصا در پایان برنامه، مراتب قدردانی خود را از گروه موسیقی و آنطور که فهمیده می شد خوشحالی و خشنودی خود را از همه برگزار کنندگان ابراز داشتند.

    حاشیه های مراسم…

    *یکی از مشاعره کنندگان، نوجوان بهابادی بود به نام محمد ایمانی که به ضرورت مسابقه مشاعره بایست شعری می خواند که با حرف « ز » شروع شود که در عالم کودکانه خود، این بیت که از حفظ بود را خواند
    زن خوب و بد، در جهان بی شمار
    یکی بوی گل، دیگری نیش مار
    که به یک باره همه حضّار به خنده افتادند و آقای دکتر آذر به رفع و رجوع آن پرداخت که اینگونه ابیات به مناسبت خاصی سروده شده است و توضیحات دیگری که خلاصه یک جورهایی آن را پردازش کرد تا برای خانم های حاضر دلخوری نباشد.

    * یکی از خانم‌های شاعر دختری ۴ ساله داشت که همه جا به دنبال مادرش بود، هم وقتی مادرش برای شعرخوانی روی سن آمد و هم وقتی که برای گرفتن تقدیر نامه؛ این کوچولو موجب شده بود توجه مردم بیشتر به او جلب شود تا به شعرخوانی و اهداء تقدیر نامه به مادرش.

    * نفر اول مشاعره، آقای سیدحسین رحمانیان هم دختر کوچولویی دارد ۵ ساله که وقتی پدرش برای مشاعره روی سن در جای خود نشسته بود، این دختر هم رفت روی سن پیش پدرش و گفت می خواهد شعر بخواند. پدرش به او گفت دکتر آذر باید اجازه بدهند و دکتر آذر هم با روی خوش به او اجازه داد، شعر بخواند، و این دو بیت را خواند:

    بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت
    و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت
    گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست                       گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت

    و به جای معشوق «ممشوق» گفت که خیلی با نمک بود و لبخند و کف زدن و تشویق و ماشاءالله و باریک الله زیاد دریافت کرد و جالب این بود که با این برنامه امید دریافت جایزه داشت ولی ما اصلا فکر نمی‌کردیم که درک بچه در حد این توقعات باشد و به فکر جایزه برای او نیافتادیم. ولی ای دل غافل، وقتی پدرش روی سن رفت که تقدیر نامه دریافت کند، گریه اش درآمد که من هم جایزه می خواهم! و چه گریه و اشک ریختن هایی داشت. یک تقدیرنامه اضافه که پیش خودم داشتم برایش بردم، گفتم این هم جایزه تو . روی تقدیرنامه را نگاه کرد، گفت اسمم کو ؟ و دوباره گریه اش را ادامه داد. رفتم اسمش را روی تقدیرنامه نوشتم و برایش آوردم، و گفت جایزه اش کو و اشاره کرد به تندیسی که روی میز بود. رفتم تندیس هم آوردم روی تقدیرنامه گذاشتم و با احترام به او دادم، آرام شد. فردای آن روز پدرش به من گفت شب که به خانه رفتیم، و فهمید تقدیرنامه ما وجه نقد هم داشته دوباره گریه اش در آمد که چرا جایزه من پول ندارد و پول هم از من گرفت.

    * مراسم امسال ما از سال های قبل سنگین تر بود و کارهای تدارکات آن کمی خسته کننده شده بود و ساماندهی آن کار و تلاش زیادی می خواست. مخصوصا شب برگزاری مراسم برای من و رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان و همکارانش شب پراسترسی بود  که به بحمدلله برنامه به نحو خیلی خوب و تحسین برانگیزی برگزار شد. اما از لحظاتی که دیگر می رفت مراسم به پایانش نزدیک شود تا چند روز بعد، قدردانی های مردم که به صورت حضوری، تلفنی، پیامکی و … حاصل شد، خستگی را زدود و موجبات رضایت خاطر فراهم ساخت به نحوی که ما را به فکر پنجمین برنامه برای سال آینده انداخت.

    * چند روز مانده به برگزاری مراسم که اطلاع رسانی ما، کامل تر شده بود، تماس های زیادی داشتیم از داوطلبین شرکت در مشاعره که چون وقت ثبت نام گذشته بود، از آن ها عذر خواهی می کردیم. ولی در این میان یک دختر نوجوان بهابادی به نام مریم رزّاقی با زحمت بسیار، شعرهای خیلی زیادی حفظ کرده بود ولی متاسفانه به علت ناهماهنگی با اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بهاباد و بی خبری، نتوانسته بود در برنامه شرکت کند. تماس خانواده این نوجوان در چند روز بعد از این مراسم که می گفتند خیلی زیاد تمرین کرده بوده است، امید داشته که اول شود ولی به علت بی خبری، نتوانسته است شرکت کند خیلی دلشکسته شده و اشک ریخته است. ما را متاثر کرد که ضمن عذرخواهی و آرزوی موفقیت برایش امیدواریم شرایطی فراهم شود که آزردگی و دل شکستگی اش را جبران کنیم.

    منبع: چهارمین ویژه نامه ی شهرستان اشکذر هفته نامه ی روزنه

    لینک کوتاه : http://ashkezarnews.ir/NGstb

  • Telegram
  • ارسال نظر :

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    تکمیل کنید *