• Sabat
  • 4386438


  • کد خبر: 65052
      منتشر کننده: علی مشیری
        تاریخ انتشار: پنج شنبه ۱ تیر ۱۳۹۶ - ۱۵:۴۶
    یادداشت/
    همواره مردمان استان یزد در سراسر ایران به مردمانی پاک دست، سخت‌کوش، تلاشگر و با نجابت شهره بوده و هستند؛ اما چند سالی است که زنگ خطر برای این محسنات جمعی به صدا درآمده و بیم آن می‌رود که تا چند صبای دیگر براثر هجمه‌ی مهاجران همه‌ی این محسنات در جامعه‌ی امروزی رنگ ببازد.

    اشکذر خبر – علی مشیری نیا: در تعریف فرهنگ چنین آمده است؛ فرهنگ کلیه‌ی آداب، رسوم، سنن، قوانین و چیزهایی که فرد از جامعه می‌گیرد و در برابر آن‌ها متعهد می‌گردد و نیز ازنظر صاحب‌نظران مهم‌ترین ویژگی فرهنگ انتقال‌پذیری و فراگرد  بودن آن است؛ الزامِ توجه به فرهنگ از آنجایی است که فرهنگ از خود کارکردی اجتماعی به‌جای می‌گذارد (فرهنگ کار، فرهنگ کتاب‌خوانی، فرهنگ ایثار و…) فرهنگ مهاجرت نیز از این تعریف استثنا نبوده و نیست. چه اینکه فرد مهاجر و جامعه‌ی مهاجرپذیر هر دو در یک فراگرد ارتباطی _ فرهنگی تبادل فرهنگی کرده و بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند و در نهایت این فرهنگ است که از خود و توسط فرد کارکرد اجتماعی به‌جای می‌گذارد. در این تبادل همواره فرهنگ غنی و قوی بر فرهنگ ضعیف غالب شده و درنهایت منجر به تغییر رویه‌ی فرد مهاجر و همرایی و همنوایی مهاجر با جامعه می‌شود.

     

    اما نباید فراموش کرد که این امر نسبی است و قطعیت آن محل اشکال زیرا در مواردی فرهنگ ضعیف‌تر و مهاجر (به دلیل انبوه جمعیت مهاجر) بر فرهنگ قوی غالب شده و همه‌ی مؤلفه‌های فرهنگی جامعه‌ی مهاجرپذیر را تحت تاثیر قرار می‌دهد (مثبتت یا منفی) و اینجاست که تقابل فرهنگی معنا و مفهوم پیداکرده، تمام صورت‌مسئله را به هم می‌ریزد و تبدیل به معضل فرهنگیِ لاینحل می‌شود.

     

    حال در استان یزد که از قدمتی به‌اندازه‌ی تاریخ تمدن برخوردار است و مردمان آن به تلاشگری و پاک دستی و بافرهنگی شهره اند، بیم آن می‌رود که به دلیل صنعتی شدن استان یزد و به‌تبع آن مهاجرپذیر شدن  و نیز به‌واسطه‌ی تعلق آمار بیش از ۱۰ درصد جمعیت کل استان به مهمانان ناخوانده (اتباع بیگانه دارای مجوز و فاقد مجوز که آماری از آن‌ها نیست) نه‌تنها مؤلفه‌های امنیت، آموزش‌وپرورش، بهداشت، اشتغال‌زایی، ترکیب جمعیتی و… زیر سوال برود بلکه از غنا و اصالت فرهنگی این استان داراالعباده به بهای بیکار شدن جوانان و به تبع آن بوجود آمدن گره های فرهنگی (بالا رفتن سن ازدواج، تزلزل امنیت اقتصادی خانواده، رشد اعتیاد، پایین آمدن سن اعتیاد و…) نیز کاسته شود.

     

    همواره مردمان استان یزد در سراسر ایران به مردمانی پاک دست، سخت‌کوش، تلاشگر و با نجابت و معتبر (در بین اهالی بازار) معروف بوده و هستند؛ اما چند سالی است که زنگ خطر برای این محسنات جمعی به صدا درآمده و بیم آن می‌رود که تا چند صبای دیگر براثر هجمه‌ی مهاجران همه‌ی این محسنات در جامعه‌ی امروزی رنگ ببازد.

     

    آری خانه‌های خشتی که زمانی مآمن جان‌ودل هر پدر و مادر خسته‌ای بود و در آن خانه‌ها حضور پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها به آن گرمایی به وسعت رونق زندگی می‌داد و می‌توانست باوجود جای خالی آن‌ها همچنان پررونق بماند و تبدیل به جاذبه‌ای برای جذب و رونق دومین صنعت پول‌ساز دنیا (صنعت گردشگری) شود، حالا مآمن مهاجرین و مهمانان ناخوانده‌ای است که نه‌تنها از آن گرمای زندگی خبری نیست، بلکه ازنظر فرهنگی و زیباشناسی نیز چهره‌ی شهر را مکدر ساخته است.

    با نیم‌نگاهی به آمار و ارقام چک‌های برگشتی (کسب رتبه‌ی نخست چک برگشتی)، زندانیان و به‌ویژه زندانیان قاچاق مواد مخدر و طلاق (قابل‌توجه اینکه مهم‌ترین دلیل افزایش این آمار افراد مهاجر و مهاجرپذیر شدن استان است) به‌راحتی می‌توان تاثیر این حضور را در جای‌جای زندگی و فرهنگ استان یزد پی برد.

     

    در این دروه ی حساس نه‌تنها معدل فرهنگی استان یزد بالا نرفته است بلکه تا سرحد خط قرمز این معدل تنزل پیداکرده و حال در مقابل این سؤال که «دیگران کاشتند و ما خوردیم ما چه کاشتیم تا دیگران بخورند؟» جوابی جز اینکه ما فرهنگ را در مقابل اقتصاد ذبح کردیم نداریم.

    مقوله‌ی اقتصاد و اهمیت آن بر هیچ‌کس پوشیده نیست، اما نمی‌توان از تأثیرات منفی بخشی از نگاه اقتصادمحور محض، بر فرهنگ نیز چشم‌پوشی کرد. کارفرمایی که به بهانه‌ی اندکی دستمزد بیشتر کارگر بومی به کارگیری نمی کند و یا صاحب‌خانه‌ای که به خانه‌ی خود را با اجاره بهایی اندک به هر مهاجری بدون تحقیق و بررسی می‌دهد مسلماً نمی‌داند که شرایط مطلوب را برای فرد مهاجر فراهم و در نگاهی گسترده‌تر استان را به استانی مهاجرپذیر تبدیل کرده و در مقابل فرهنگ عمومی جامعه را زیر پا لگدمال می‌کند.

     

    با نگاهی عمیق‌تر می‌توانستیم سالیان قبل، از به وجود آمدن چنین شرایطی پیشگیری کنیم اما حالا که نه‌تنها مهمانان ناخوانده بخش کارگری، ساختمان‌سازی و کشاورزی را اشغال کردند بیم آن می‌رود با پیشرفت چنین اوضاعی تا چند سال دیگر فروشگاه‌های مواد غذایی سطح شهر نیز به مهاجرین واگذارشده و توام با آن، با پدیده‌ی بیکاری و عزلت‌نشینی جوانان موجه شویم.

     

    به اعتبار سخن و اعتراف مسئولان به فقدان و کمبود ابزار و بودجه‌ی کافی برای مقابله با این پدیده‌ی اجتماعی، تنها ابزار مناسب برای مقابله با این پدیده روشنگری فرهنگی و برجسته‌سازی خطرات، آفات و بورد کردن آسیب‌ها در جهت اقناع و ترغیب افکار عمومی برای برخورد مسالمت‌آمیز با این پدیده‌ی اجتماعی است.

     

    جان کلام اینکه

    در این برهه‌ی خاص زمانی که تمام مؤلفه‌های فرهنگ و تمدن در زیر تیغ جلادی نگاه اقتصادمحور قرارگرفته و می‌رود تا اقتصاد، فرهنگ را پیش پای خود ذبح کند و نیز در غیاب اسباب و ابزار کافی برای مبارزه با این مسئله‌ی اجتماعی بیش و پیش از هر چیزی کارکرد رسانه و به‌ویژه رسانه‌های محلی به چشم می‌خورد.

    رسانه‌ها می‌توانند در افزایش سطح آگاهی و اطلاعات آحاد جامعه و با ارائه و انعکاس یادداشت‌ها، مقاله‌ها، تحلیل‌ها، مصاحبه‌ها و اخبار بستر مناسبی را برای مبارزه و مقابله با این مسئله اجتماعی در بین افکار عمومی فراهم آورند.

    لینک کوتاه : http://ashkezarnews.ir/oppfT

  • Telegram
  • ارسال نظر :

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    تکمیل کنید *