• کد خبر: 87748
      منتشر کننده: حسین دهقانی
        تاریخ انتشار: چهارشنبه 18 دی 1398 - 11:17
    ما یکی از اشرار بزرگ سیستان و بلوچستان را که سال‌ها به دنبال او بودیم را دستگیر کردیم در جلسه‌ای که خدمت مقام معظم رهبری رسیده بودیم، من این مسئله را مطرح کردم رهبری بلافاصله فرمودند: همین الان زنگ بزن آزادش کنند!من بدون چون و چرا زنگ زدم تا آزادش کنند

    «ما یکی از اشرار بزرگ سیستان و بلوچستان را که سال‌ها به دنبال او بودیم و هم در مسئله قاچاق مواد مخدر خیلی فعالیت می‌کرد و هم تعداد زیادی از بچه‌های ما را شهید کرده بود را با روش‌های پیچیده اطلاعاتی برای مذاکره دعوت کردیم به منطقه خاصی و پس از ورود آن‌ها به آن جا او را دستگیر کردیم و به زندان انداختیم. خیلی خوشحال بودیم. او کسی بود که حکمش مثلا پنجاه بار اعدام بود. در جلسه‌ای که خدمت مقام معظم رهبری رسیده بودیم، من این مسئله را مطرح کردم و خبر دستگیری و شرح ماوقع را به ایشان گفتم و منتظر عکس‌العمل مثبت و خوشحالی ایشان بودم. رهبری بلافاصله فرمودند: همین الان زنگ بزن آزادش کنند! من بدون چون و چرا زنگ زدم، اما بلافاصله با تعجب بسیار پرسیدم که :«آقا چرا؟ من اصلا متوجه نمی‌شوم که چرا باید این کار را می‌کردم؟ چرا دستور دادید آزادش کنیم؟»
    رهبری گفتند:«مگر نمی‌گویی دعوتش کردیم؟»
    بعد از این جمله من خشکم زد. البته ایشان فرمودند:«حتما دستگیرش کنید.» و ما هم در یک عملیات سخت دیگر دستگیرش کردیم. مرام شیعه این است که کسی را که دعوت می‌کنی و مهمان تو است حتی اگر قاتل پدرت هم باشد حق نداری او را آزار بدهی.»

    منبع :

    کتاب حاج قاسم:جستاری در خاطرات حاج قاسم سلیمانی  گردآورنده علی اکبری‌مزدآبادی

    لینک کوتاه : http://ashkezarnews.ir/YxtDb

  • Telegram
  • ارسال نظر :

    پاسخی بگذارید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    تکمیل کنید *