• آمار

    • 4,823
    • 304
    • 12,367
    • 714


  • کد خبر: 73868
      منتشر کننده: دهقانی
        تاریخ انتشار: چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۶:۱۱
    در جلسه این هفته تفسیر قرآن کریم در حسینه شهدا آیات ابتدای سوره مبارکه مؤمنون مورد تفسیر قرار گرفت

    در جلسه این هفته تفسیر قرآن کریم در حسینه شهدا آیات ابتدای سوره مبارکه مؤمنون مورد تفسیر قرار گرف
    🔵🔴خلاصه مباحث تفسیری استاد فهیم نیا ـ آیه اول سوره مبارکه مؤمنون
    ❇️مقدمه :
    ✅همه آیات یا عمده آیات سوره مبارکه مؤمنون در مکه نازل شده است لذا این سوره مکی است .
    ✅ آیات این سوره مبارکه در جاهای دیگر قرآن یا نیست یا مطالب آن کمتر آمده است . بعضی از آیات این سوره در جاهای دیگر قرآن آمده است ولی خیلی از آیات آن در جاهای دیگر قرآن نیامده است .
    ✅✅یکی از اهداف قرآن این است که در بیان مطالب به ما الگو دهد مثلاً « محسنین » را برای ما معنا می کند که چه صفاتی دارند؟ یا « متقین » چه صفاتی دارند؟ یا در جای دیگر « عباد الرحمن » را به عنوان یک الگو معرفی و ۱۲ ویژگی برای آنها بیان می کند در این سوره مبارکه نیز خداوند « مؤمنون » را معرفی می کند و تا انتهای آیه ۱۱ ؛ویژگی آنها را بیان و الگو مؤمن بودن را برای ما معرفی می کند .
    ✳️فضلیت قرائت سوره مبارکه مؤمنون : در روایات آمده است که مداومت بر قرائت و عمل به آیات این سوره از اسباب عاقبت به خیر شدن است .
    ✅✅تفسیر آیه اول قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ
    توضیح واژه ها :
    ❎کلمه « أَفْلَحَ »
    برخی از حروف که ابتدای آیات قرآن می آید به آنان حروف « تنفیس » گفته می شود یعنی حروفی که قطعیت و امید می دهد یعنی این کار قطعاً انجام می شود یا امید است که انجام شود به طور مثال « یَضرب » یعنی می زند ولی اگر « س » ابتدای این فعل قرار گیرد « سیَضرب » یعنی به زودی می زند امید می دهد که قطعاً این کار انجام خواهد شد یا « سوف یَضرب » یعنی در آینده می زند این مثال درباره فعل آینده بود . در مورد فعل ماضی کلمه « قَدْ » نشان قطعیت یا امید است به عبارت دیگر این حروف گره گشایی می کند مثال : « قد مات » یعنی قطعاً از دنیا رفته است و این فردی که تا قبل از این در درد و رنج بود گشایشی برای او ایجاد شد و از دنیا رفت . مثال دیگر « قد قامه الصلاه » گره گشایی می کند از انتظار مسلمانان برای اقامه نماز جماعت .
    ✳️« س » و « سوف » ابتدای فعل مضارع و « سوف » ابتدای فعل ماضی به معنای قطعیت ، امید و گره گشایی است .
    ✅در آیه مورد بحث ما نیز کلمه « قَدْ » ابتدای فعل ماضی آمده است قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ یعنی قطعاً این طور است آنهایی که مؤمن بودند رستگار شدند .
    کلمه أَفْلَحَ که در این آیه شریفه بکار رفته است از ریشه « فَلح » یا « فَلاح » دو معنا دارد معنای اول یعنی « شق کردن » و « شکافتن » است به کشاورز « فلاح » می گویند زیرا زمین را می شکافد .
    ❎رستگاری و سعادت که فلاح گفته می شود به معنای همین است که انسان بدون شکافتن سختی ها و مشکلات به رستگاری و سعادت نمی رسد. مؤمنین به دلیل اینکه موانع درونی و بیرونی را شکافتن و جلو رفته اند به سعادت رسیدند و رستگار شدند .
    ❇️معنای دوم برای کلمه « فَلح » بقاء و دوام است که در این صورت معنای آیه شریفه قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ یعنی مؤمنین به بقا و دوام رسیدند.
    🔵قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ
    ✅توضیح کلمه « الْمُؤْمِنُونَ »
    برای ایمان در قرآن دو معنا آمده است :
    ❇️معنای اول : ایمان یعنی تصدیق و باور مُسَلَم و قطعی ؛ مثال : من به حرفی که می زنی ایمان دارم یعنی من به حرف شما باور دارم . این معنای ایمان در قرآن زیاد به کار رفته است . این معنا در قرآن همراه با حرف « باء » می آید به طور نمونه « وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَبِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ » ( بقره ، ۴ ) .
    ✅✅قرآن ایمان به معنای تصدیق و باور را در ۵ مورد بکار برده است :
    ✳️اول : ایمان به خدا .
    ✳️دوم : ایمان به کتب الهی .
    ✳️سوم : ایمان به رسولان الهی ؛ خداوند آیات خود را توسط پیامبران برای ما مردم آورده است و پیامبران نه تنها آیات الهی را به مردم ابلاغ می کنند بلکه مأموریت دارند آن را برای مردم تبیین کنند بِالْبَیِّنَاتِ وَالزُّبُرِ ۗ وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ ( ۴۴ ، نحل ) لذا پیامبر ( ص ) معلم است و تعلیم می دهد و خود مفسر قرآن است . 🔴شبهه ای که وارد کردند قرآن برای ما بس است و کفایت می کند صحیح نمی باشد دلایل قرآنی بر رد آن وجود دارد نمونه اول خداوند در قرآن می فرماید : رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ ( ال عمران ، ۵۳ ) وتبعنا الرسول که در این آیه شریفه آمده است نشان دهنده ی این است که تبعیت از رسول یک امر مُجزایی است . تبعیت عملی این است که پا جای او گذاشته شود .
    نمونه دوم : خداوند در قرآن می فرماید که بر پیامبر ( ص ) صلوات بفرستید إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ ۚ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا ( احزاب ، ۵۶ ) در هیچ جای قرآن ندارد که چگونه بر پیامبر ( ص ) صلوات بفرستیم لذا ما برای اینکه بر پیامبر ( ص ) درود بفرستیم باید از خودشان سؤال کنیم لذا نمی توان فقط به قرآن بسنده کرد . از پیامبر سؤال شد چگونه صلوات بفرستیم فرمودند : بگوید الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ بنابراین رسولان الهی فقط آورنده نیستند بلکه مفسر هم هستند .
    ✳️چهارم : فرشتگان الهی .
    ✳️پنجم : ایمان به قیامت .
    🖋سؤال : ضرورت وحی برای بشر چیست ؟ آیا دانش بشری برای انسان کفایت نمی کند ؟ انسان عقل دارد و خود تحقیق می کند چرا بشر نیاز به دین دارد ؟
    برای پاسخ به این سؤال چند نکته مورد توجه است :
    ✅اول : دانش بشری نمی تواند سرشت اجزای وجود را تعریف کند . خیلی از اجزای این عالَم وجود دارد که از آن اسم برده می شود ولی بشر به ماهیت آن نمی تواند پی ببرد .
    ✅دوم : دانش بشری نمی تواند ماهیت خودش را نیز تعریف کند مثلاً اگر دانش بشری می فهمد که آب از دو عنصر تشکیل شده است ولی اگر بخواهد حقیقت آن را بفهمد برای او ممکن نیست .
    ✅سوم : دانش بشری نمی تواند برای خودش هدف گزاری کند مثلاً دانش پزشکی بیماری های بدن انسان را به حداقل می رساند ولی نمی تواند هدف خلقت بشر را بیان کند که برای چه به این دنیا آمده است ؟! به کجا خواهد رفت ؟! هیچ کدام از این سؤالات ،دانش پزشکی نمی تواند آنها را پاسخ دهد . ✅✅معنای دوم کلمه ایمان ، امان و امنیت است لذا مؤمن با این معنا می شود کسی که امان می دهد . در آیات پایانی سوره مبارکه « حشر » در اسمائی که برای خداوند آورده شده خدا نیز مؤمن معرفی شده است هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ( حشر ، ۲۳ ) المؤمن حرف « و » نیز در اینجا برداشته شده است که نشان از رابطه تنگاتنگ بین انسان مؤمن و خدا است و چون خدا مؤمن است به ما امنیت می دهد .
    ✳️✳️خداوند به ما دو نوع امنیت می دهد :
    ❇️اول امنیت تکوینی به طور نمونه آرامشی که ما در روی کره زمین داریم وقتی یکباره زلزله می آید مردم قدر این امنیت را می دانند .
    ❇️دوم امنیت تشریعی به این معنا که اگر ما حدود الهی و قواعد دین را رعایت کنیم خداوند به ما امنیت می دهد به طور نمونه قانون ازدواج وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ( روم ، ۲۱ ) و از نشانه های خداوند این است که از جنس خودتان برای شما همسر قرار داد یعنی قانون ازدواج را قرار داد و به تبع آن سه اصل مهم به ما داده می شود اصل تسکین ، اصل مودت و اصل رحمت .
    ❎نمونه دیگر امنیت اقتصادی است که در سایه اسلام به دست می آید مثل اینکه ربا در اسلام حرام است غَش در معامله حرام است و موارد فراوان از این دست که نشان از امنیت اقتصادی در اسلام می باشد .
    ❎نمونه سوم امنیتی است که در سایه شهادتین بدست می آید یعنی اگر فردی که کافر است شهادتین را گفت مال و جان و ناموس او در امنیت اسلام قرار می گیرد بالاتر از این ایمان قلبی امنیت می آورد یعنی شهادتین که زبانی است این چنین امنیت می آورد اگر با قلب، انسان شهادتین بگوید این می شود ایمان واقعی و امنیت بالاتری را به انسان می دهد .
    ✅✅در روایات به صورت مکرر بر امنیت و ارزش مؤمن تأکید شده است در روایت داریم که مؤمن از کعبه نیز ارزشش بیشتر است .
    🖋سؤال : آیا ایمان فقط در باور است یا عمل نیز شامل می شود ؟
    ✳️در لغت ایمان یعنی تصدیق و باور اما دین فقط وابسته به لغت نیست لذا باور تنها کافی نیست و این باور باید همراه با عمل باشد . امیر المؤمنین ( ع ) در نهج البلاغه دارند که ایمان باید نمود خارجی داشته باشد به طور نمونه عبادات نماد خارجی ایمان است .
    سؤال : آیا ایمان با گناه جمع می شود ؟ در روایت داریم که انسان بی عفتی نمی کند در حالی که مؤمن باشد یعنی زناکار در حین زنا مؤمن نیست در روایت دیگر داریم سارق هنگامی که در حال سرقت است مؤمن نیست به طور کلی روایات به ما می گویند که فرد هنگامی که در حال معصیت است ایمان ندارد لذا نمی توان تصور کرد که در یک لحظه هم ایمان باشد هم گناه .
    ✅قدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ علامه طباطبایی رحمه الله می فرماید « فلاح » به معنای رستگاری است که معنای آیه شریفه می شود مؤمنین رستگارند . رستگاری دنیا این است که انسان مؤمن به یک آرامش در این دنیا می رسد ولی ظَفر اخروی در ۴ چیز است :
    ۱ ـ بقایی که فنا ندارد .
    ۲ ـ غنایی که دستخوش فقر نمی شود .
    ۳ ـ عزتی که آمیخته با ذلت نمی شود .
    ۴ ـ علمی که آمیخته با جهل نباشد .
    لذا مؤمنین در آخرت نیز پیروز هستند .
    🔵خلاصه مباحث تفسیر آیه دوم سوره مبارکه مؤمنون
    ☘الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ☘
    ❎در آیه قبلی خداوند می فرماید مؤمنین پیروزند سؤال این مؤمنین چه کسانی هستند ؟ در این آیه شریفه خداوند اولین صفت این مؤمنین را بیان می کند می فرماید : الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ کسانی هستند آنها ( مؤمنین ) که در نمازشان خاشع هستند .
    ✅✅✅چند نکته در این آیه مشخص می شود :
    ✅نکته اول : اولین رکن ایمان نماز است .
    ✅نکته دوم : در این آیه شریفه صَلاه به هُم اضافه شده است که معنای آن می شود « نمازشان » از این تعبیر نمازشان سه نکته بیرون می آید :
    🔷اول : ارتباط تنگاتنگ بیان می کند یعنی فاصله ای بین نماز و آنها ( مؤمنین ) وجود ندارد .
    🔷دوم : برخی از صفات مؤمنین که در آیات بعد از این آیه ذکر شده است مانند زکات دادن دیگران هم بهره می برند اما نماز فقط خودشان ( مؤمنین ) بهره می برند تعبیر آیه شریفه « نمازشان » است .
    🔷نکته سوم : تعریض بودن نماز است کنایه از اینکه دیگران نیز نماز داشته اند یعنی مشرکین مکه هم نماز می خواندند مسیحیان نیز نماز دارند یهودیان نیز نماز دارند ولی هیچ کدام به رستگاری نمی رساند تنها نمازی که مسلمانان می خوانند موجب رستگاری آنهاست . در قرآن داریم که مشرکین نمازشان جز کف زدن و سوت زدن نبود وَمَا کَانَ صَلَاتُهُمْ عِنْدَ الْبَیْتِ إِلَّا مُکَاءً وَتَصْدِیَهً ۚ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ ( انفال ، ۳۵ ) یا مسیحیان فقط با حالت ایستاده در کلیسا عبادت می کنند اما نمازی که در اسلام است هم قیام دارد ، هم رکوع دارد هم سجده دارد هم تشهد دارد و حقیقتاً زیباترین عبادت را خداوند به مسلمانان داده است .
    ✅✅توضیح واژه « خشوع »
    ✳️خشوع یعنی ترسی که ناشی از معرفت باشد به طور مثال ممکن است فردی به دلیل تاریکی بترسد ولی فردی در بیداری ماری می بیند و می ترسد تفاوت فاحشی بین این دو ترس وجود دارد مثال دیگر فرد عادی به دلیل ترس سوار هواپیما نمی شود این یک نوع ترس از پرواز با هواپیماست ولی یک دفعه خلبان به دلیل نقص فنی هنگام روشن شدن موتور هواپیما از پرواز امتناع می کند این هم نوعی دیگر ترس از پرواز است ولی تفاوت این دو نوع ترس خیلی زیاد است فرد عادی ترسیدن از پرواز به دلیل جهل اوست اما خلبان عالمانه می ترسد.
    ✳️خشوع ترس نوع دوم است یعنی ترس آگاهانه است إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ ( فاطر ، ۲۸ ) خداوند می فرماید: هر چه علمتان بیشتر باشد هر چه معرفتتان و دانشتان بیشتر باشد خشوعتان بیشتر می شود و نمی شود که انسان شب بخوابد و صبح بلند شود و ایمانش کامل شود باید زحمت کشید معرفت کسب کرد تا اهل خشوع شد .
    ✅خشوع مربوط به ترس درون است به خلاف خضوع ، خضوع ترس ظاهر است . سؤال : در کدام یک از این دو مورد ( خضوع و خشوع ) می شود ریا کرد ؟ به طور مثال فردی در ظاهر احترام یک نفر را نگه می دارد و در صورتی که در درون دلش نسبت به او صاف نیست لذا در خضوع می توان ظاهر سازی کرد ولی چون خشوع مربوط به درون است تا واقعاً دل انسان نلرزد خشوع ایجاد نمی شود .
    🔷🔷علامه طباطبایی رحمه الله علیه می فرماید: خشوع اگر چه مربوط به درون است ولی در بیرون نیز اثر می گذارد که آن حالت ظاهری نیز در این صورت خشوع است . روایتی داریم که حضرت رسول ( ص ) وارد مسجد شدند جوانی را در حال نماز دیدن که با ریش خود بازی می کرد فرمودند : اگر این جوان خشوع داشت این گونه عمل نمی کرد .
    ✅✅دو نوع عبادت داریم :
    ❇️اول : عبادت عمومی یعنی انسان می تواند همه کارهای خود را طوری انجام دهد که رنگ عبادت داشته باشد مثلاً کسی که در جلسات مذهبی شرکت می کند که معرفتش نسبت به دین افزوده شود در واقع مشغول عبادت است یا اگر فردی ابتدای شب بخوابد که سحر بیدار شود برای نماز شب خواب این فرد عبادت است .
    ❇️دوم : عبادت خصوصی یعنی اظهار بندگی در قالب های ویژه که اگر به میزان خیلی ناچیز هم قالب آن را عوض کنیم آن عبادت باطل می شود مانند نماز خواند به طور مثال اگر در تشهد در صلوات آن ، قسمت پایان صلوات که ال محمد دارد اگر این مقدار تمام نشده باشد و انسان عمداً بلند شود نمازش باطل است .
    🔵🔷در این آیه شریفه تأکید می شود که بزرگترین کارکرد نماز خشوع است و خشوع یعنی تضرع دل و هنگامی که خشوع ایجاد شد و دل در تصرف خدا رفت دیگر انسان من نمی گوید لذا بزرگترین کارکرد نماز این است که « اَنانیت » و خودخواهی را از بین می برد و فقط خدا و منیت دیگر تمام می شود .
    ✳️❇️✳️نکته مهم : هیچ کس با منیت و من من کردن در معنویت جلو نمی رود . عامل بدبختی ابلیس همین منیتش بود گفت من از آدم بهترم. تفاوتی هم که بین حضرت آدم و ابلیس بود این بود که حضرت آدم به محض اینکه متوجه شد اشتباه کرده است بلافاصله توبه کرد اما ابلیس بر خودخواهی خودش اصرار کرد و پا برجا ماند و همین مایه بدبختی و جهنمی شدن او شد . ✅✅ در اهمیت نماز :
    🔷همسران پیامبر نقل کرده اند که پیامبر ( ص ) با ما صحبت می کرد ولی هنگامی که فقط نماز می شد گویا دیگر
    پیامبر ( ص ) ما را نمی شناخت به این اندازه حال ایشان دگرگون می شد .
    🔷نقل شده است که امام سجاد علیه السلام هنگامی که دست به آب وضو می برد دیگر حالتش عادی نبود و رنگ رخسار مبارکشان تغییر می کرد .
    🔷ابو حامد سنی مذهب در مورد امیر المؤمنین ( ع ) موقع نماز می گوید علی علیه السلام هنگام نماز مضطرب بود و رنگ به رنگ می شد .
    جلسه دوم تفسیر سوره مومنون شنبه دوم تیر ماه بعد از نماز مغرب و عشا در حسینیه شهدا اشکذر برگزار می شود .

    لینک کوتاه : http://ashkezarnews.ir/nbmWi

  • Telegram
  • ارسال نظر :

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    تکمیل کنید *