• Sabat
  • 4386438


  • کد خبر: 69098
      منتشر کننده: ابوالفضل زارع نژاد
        تاریخ انتشار: سه شنبه ۷ آذر ۱۳۹۶ - ۰۹:۴۴
    خاطره ای از شهیدان جعفری نسب و دهقانی/
    آن روزها به ندرت وسیله نقلیه بین اشکذر و یزد تردد می کرد گاهی اوقات ساعتها منتظر می شدند تا ماشینی پیدا شود خودشان و بارشان را به یزد و یا به جاده سنتو برساند تا در آنجا هم ماشینی پیدا کنند آنها را به یزد برساند.

    اشکذر خبر: حاج علی و حاج میرزاحسن رفاقتشان زبانزد عام خاص بود، هم عقیده بودند و هم کسب وکار، پشم گوسفند از مردم اشکذر و اطراف می خریدند و در یزد می فروختند و از این راه امرار معاش می کردند، در این کار رعایت حال افراد بی بضاعت، زنان بی سرپرست و یتیمان هم می کردند در قضیه حلال و حرام هم مواظبت داشتند و هم مداومت.
    آن روزها به ندرت وسیله نقلیه بین اشکذر و یزد تردد می کرد گاهی اوقات ساعتها منتظر می شدند تا ماشینی پیدا شود خودشان و بارشان را به یزد و یا به جاده سنتو برساند تا در آنجا هم ماشینی پیدا کنند آنها را به یزد و عمدتا به کارخانه پشم غرب که نزدیکی های دروازه قرآن برساند.
    آن روز هم مثل همیشه کنار مسجدالرضا و داخل حسینیه بخشداری منتظر وسیله نقلیه ای بودند که ماشینی نزدیکشان توقف کرد، خوشحال شدند و خوشحالیشان زمانی بیشتر شد وقتی دیدند پسرانشان حاج محمدحسین و علیمحمد از ماشین پیاده شدند و به سمتشان می آیند، پسرها به سمت پدرانشان آمدند و سلام و احوال پرسی گرمی کردند و در آخر هم کلی عذر خواهی از بابت اینکه به یزد می روند ولی چون ماشین بسیج است نمی توانند آنها رابه یزد و یا لا اقل تا جاده سنتو برسانند.

    بعد از رفتن پسران، پدران شهید ان حاج محمد حسین جعفری نسب و علی محمد دهقانی بسیار خوشحال بودند، حالا می دیدند لقمه حلالی که بر آن مواظبت داشتند موثر واقع شده بود و برای تربیت چنین فرزندان صالح، پزهیزگار و با ادب به خود می بالیدند و شاکر خدا بودند.

    سایت: حسینیه دو شهید

    شهید حاج محمد حسین جعفری نسب

    شهید علی محمد دهقانی اشکذری

    مرحوم حاج علی جعفری نسب

    حاج میرزاحسن دهقانی

    لینک کوتاه : http://ashkezarnews.ir/XBNJy

  • Telegram
  • ارسال نظر :

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    تکمیل کنید *